اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - فضائل پرهيزگاران
زينتهاى دنيا از آنها برمگير و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، همانها كه پيروى هواى نفس كردند و كارهايشان افراطى است».
در ذيل اين آيه مفسرين مىگويند: به دنبال نزول اين آيه پيامبر (صلى الله عليه وآله) به جستجوى اين گروه برخاست- گويا با شنيدن اين سخن ناراحت شدند و به گوشهاى از مسجد رفتند و به عبادت پروردگار پرداختند- سرانجام آنها را در آخر مسجد درحالى كه به ذكر خدا مشغول بودند يافت، فرمود: «حمد خدا را كه نمردم تا اين كه او چنين دستورى به من داد كه با امثال شما باشم، آرى زندگى با شما و مرگ هم با شما خوش است» «معكم المحيا و معكم الممات». [١]
اميرمؤمنان على (عليه السلام) نيز در خطبه قاصعه [٢] كه بزرگترين خطبه نهجالبلاغه است، سخن را در زمينه اين دو قطب ارزشى به اوج رسانده، مىفرمايد: «موسى بن عمران (عليه السلام) با برادرش وارد بر فرعون شدند، درحالى كه لباسهاى پشمين بر تن داشتند و در دست هر كدام عصاى (چوپانى) بود، با او شرط كردند كه اگر تسليم فرمان خدا شوند حكومت و ملكش باقى مىماند و عزت و قدرتش دوام خواهد يافت، اما او گفت آيا از اين دو تعجب نمىكنيد كه با من شرط مىكنند كه بقاى ملك و دوام عزتم بستگى به خواستههاى آنها دارد، درحالى كه فقر و بيچارگى از سر و وضعشان مىبارد، اگر راست مىگويند پس چرا دستبندهايى از طلا به آنها داده نشده است».
اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا و جمعآورى آن و تحقير پشمينهپوشى گفت اگر خدا مىخواست به هنگام بعثت پيامبرانش درهاى گنجها و معادن طلا و باغهاى سبز و خرم را به روى آنان بگشايد، مىگشود و اگر اراده مىكرد
[١]. تفسير نمونه، جلد ١٢، صفحه ٤١٥ به نقل از مجمع البيان و قرطبى ذيل آيه مورد بحث.
[٢]. خطبه قاصعه (١٩٢) به ترتيب صبحى صالح و (٢٤٣) به ترتيب مرحوم فيض الاسلام.