اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - فضائل پرهيزگاران
پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان گسيل مىداشت، ولى اگر اين كار را مىكرد، آزمايش مردم از ميان مىرفت و پاداش و جزا بىاثر مىشد.
و در قسمت ديگرى از همين خطبه مىفرمايد: «مگر نمىبينيد خداوند انسانها را از زمان آدم (عليه السلام) تا آخر جهان با سنگهايى كه نه زيانى مىرسانند و نه سودى، نه مىبينند و نه مىشنوند، آزمايش نموده، اين سنگها را خانه مقدس خود (كعبه) قرار داده و آن را موجب پايدارى و قوام مردم ساخته است، آن را در پرسنگلاخترين مكانها، و بىگياهترين نقاط روى زمين در تنگناى درههايى مستقر ساخته، در ميان كوههاى خشن، شنهاى متراكم، چشمههاى كم آب، آبادىهاى جدا و پر فاصله كه هيچ مَركَبى به راحتى در آن زندگى نمىكند و سپس آدم (عليه السلام) و فرزندانش را فرمان داده كه به آن سو توجه كنند و آن را مركز تجمع خود سازند ...».
اگر خدا مىخواست خانه مقدسش و محل انجام مناسك حج را در ميان باغها و نهرها و زمينهاى هموار و پردرخت و آباد كه داراى خانهها و كاخهاى بسيار و آبادىهاى به هم پيوسته در ميان گندمزارها و باغهاى پرگل و گياه در ميان بستانهاى زيبا و سرسبز و پرآب در وسط باغستانى بهجتزا با جادههاى راحت و آباد قرار دهد، توانايى داشت، ولى در اين حالت آزمايش و امتحان سادهتر بود و پاداش و جزا نيز كمتر (و مردم به ارزشهاى فريبنده ظاهرى مشغول مىشدند و از ارزشهاى واقعى الهى غافل مىگشتند.
بعد از زمان پيامبر عظيمالشأن اسلام (صلى الله عليه وآله) به زمان و عصر حاضر مىرسيم، وقتى صفحات تاريخ را ورق مىزنيم و به دوره قبل از انقلاب كه در واقع كانون مفاسد اخلاقى در ايران بود و جز نامى از فضائل در لابلاى متون كتابها يافت نمىشد، مىرسيم. ناگهان جوانهاى از درخت محمدى (صلى الله عليه وآله) را مىيابيم كه براى رسالتى بزرگ در جامعه ما رشد نموده و در صدد برگرداندن بشريت به دامان فضائل