اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - فضائل پرهيزگاران
بسيار به خود جذب مىكند، مجموعاً در ٩٥٠ سال ٨٠ نفر را جذب نمود و به طرف خدا سوق داد كه اگر ميانگين
گرفته شود به طور متوسط در هر ١٢ سال يك نفر موّحد شده است. درمقابل اين خط، فرهنگ ارزشى ثروت جلوهگرى كرد، مُترفّين و سرمايهداران در برابر هدايتگرى حضرت نوح (عليه السلام) مىگفتند: «ما نَريكَ اتَّبَعَكَ الّا الَّذين هُمْ اراذِلُنا بادِىَ الرَّاى» [١]: «ما اعتقاد نداريم كه به تو كسى گرويده باشد الا كسانى كه پست و بىارزش و ظاهربين هستند، كسانى كه بدون تفكر و تعمق مجذوب مىشوند». اينها در هفت آسمان يك ستاره هم ندارند، پاهايشان برهنه و آستينهايشان پاره است، انسان با شرافت به تعبير اينها مساوى با پولدار است و چون افرادى كه به حضرت نوح (عليه السلام) گرويدهاند، ثروت ندارند، اراذل و پست و حقيراند، درحالى كه بايد به اينها گفت: اما افراد محروم و بىبضاعت به حضرت نوح گرويدند، زيرا انقلابى كه حضرت نوح (عليه السلام) ارائه مىكرد داراى محتويات و موادى بود كه همسو با آرمانها فطرت اوليه آنها بود و بادى الرَّاى و ظاهربين هم نبودند، بلكه چون فطرت اينها مكدّر به علائق دنيوى نبود لذا بلافاصله جذب آهنرباى اعتقادات حضرت نوح (عليه السلام) شدند.
اين آيه برخورد دو مكتب الهى و بتپرستى را نشان مىدهد كه: از ديدگاه و منظر حضرت نوح (عليه السلام) افراد جذب شده افراد ارزشمندى هستند ولى از ديد كسانى كه ثروت را معيار ارزش و نرخگذارى قرار دادهاند مشتى اراذلاند اينجا است كه: درك مىكنيم پيامبران چه رسالت عظيمى را بر دوش مىكشيدند و چگونه مهمترين خدمت را به بشريت براى دگرگون كردن ملاك اررشهاانجام دادهاند؟!
بعد به زمان حضرت موسى بن عمران (عليه السلام) مىرسيم كه: با چه زحماتى به
[١]. سوره هود، آيه ٢٧- اراذل جمع ارذَل موجود پست و حقير را گويند خواه انسان باشد خواه غير انسان.