اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - ٤ و ٥- چشم و گوش حقبين و حقشنو
نامحرم و خواه غير بصرى مثل نظر به مقام حرام، ولى در احتمال اول كه غضّوا به معنى خود است از ما حرّم الله محرمات بصرى اراده مىشود.
در معناى جمله
«وَقَفوُا اسماعَهُم على العِلم النافع لهم»
هم فرمودهاند: گوشهاى خود را بر علومى كه نافع است براى دنيا و آخرت آنها متوقف مىكنند، خواه علومى كه مايه كمال قوه نظريه باشد، مانند علوم الهيه و خواه علومى كه موجب كمال قوه عمليه باشد كه حكمت عمليه [١] است، [٢] و از سماع و شنيدن شعر و غناء و سخنهاى بيهوده اعراض مىكنند [٣] و اين وصف عدالت در قوه سمع است. [٤]
٣. «وقف» در لغت به معنى ايستادن و وقف اصطلاحى فقهى هم از همين ريشه گرفته شده است [٥] وَقْفْ در اينجا ممكن است به معناى لغوى باشد كه در
[١]. بيان حكمت عمليه از زبان ميرداماد استاد ملاصدرا: «پس از اين كه اولين جلسهاى كه ملاصدرا در درس ميرداماد شركت جسته بود پايان يافت، ميرداماد وى را با خود به كنارى برد و گفت: اى محمد! من امروز گفتم كسى كه مىخواهد حكمت را تحصيل كند بايد حكمت عملى را تعقيب كند و اينك به تو مىگويم كه حكمت عملى را درجه اول دو چيز است: يكى به انجام رسانيدن تمام واجبات دين اسلام، و دوم پرهيز از هر چيزى كه نفس بوالهوس براى خوشى خود مىطلبد.
به انجام رسانيدن واجبات دين از اين جهت ضرورت دارد كه طلبه وقتى آن واجبات را به انجام مىرساند از هريك نتيجهاى مىگيرد كه به سود او است ...
روش دوم كه بايد از طرف كسى كه حكمت را تحصيل مىكند در پيش گرفته شود اين است كه مُحَصّل حكمت بايد از تأمين درخواستهاى نفس خوددارى ورزد. كسى كه مطيع نفس اماره شد و مشغول تحصيل حكمت هم گرديد به احتمال قوى بىدين خواهد شد و از صراط مستقيم ايمان منحرف» (ملاصدرا فيلسوف و متفكر بزرگ اسلامى، صفحه ٥١- ٥٠).
[٢]. شرح خويى.
[٣]. شرح ابن ابى الحديد.
[٤]. شرح ابن ميثم.
[٥]. صاحب مفردان مىگويد: وَقَفَ- يقال وَقَقْتُ القوِم، اقِفُهم وَقْفاً وواقَفُوهم وقوفاً (وَقِفوُهم انّهم مسئولون) و منه استعير وقفت الدار اذا سَبَّلْتَها (صفحه ٥٣٠ مفردات).