فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٣٨ - زيارت
١٢. ابطال امكان ربوبيّت ستاره زهره از سوى ابراهيم عليه السلام، به دليل عدم ثبات و افولپذيرى آن:
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.
انعام (٦) ٧٦
زهره و ابراهيم عليه السلام
--) همينمدخل، پرستشزهره
سوگند به زهره
١٣. سوگند خداوند به ستاره زهره:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ.
تكوير (٨١) ١٥
١٤. سوگند خداوند به زهره، براى تأكيد بر مأموريّت جبرئيل، در ابلاغ قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ. [١]
تكوير (٨١) ١٥ و ١٩ و ٢٠
١٥. سوگند خداوند به ستاره زهره، براى سلامت عقلانى و صحّت گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ.
تكوير (٨١) ١٥ و ٢٢ و ٢٤
١٦. سوگند خداوند به ستاره زهره، براى اثبات قطعى بودن حوادث آستانه قيامت:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ. [٢]
تكوير (٨١) ١٥
طلوع زهره
١٧. طلوع ستاره زهره، هنگام فراگير شدن شب:
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.
انعام (٦) ٧٦
١٨. طلوع، حركت و غروب ستاره زهره، همانند آهوان دونده و ناپديدشونده به سوى مخفيگاه:
الْجَوارِ الْكُنَّسِ.
تكوير (٨١) ١٦
عظمت زهره
١٩. ستاره زهره، از آفريدههاى با عظمت:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ. [٣]
تكوير (٨١) ١٥
غروب زهره
--) همين مدخل، اختفاى زهره، افول زهره
مشاهده زهره
٢٠. مشاهده ستاره زهره، از سوى حضرت ابراهيم عليه السلام:
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً ....
انعام (٦) ٧٦
زيارت
زيارت، ديدار كردن با قصد را گويند كه در ريشه اين واژه مفهوم ميل و گرايش نهفته است؛ گويى زيارتكننده از ديگران روى گردانده و به سوى زيارتشونده تمايل و قصد كرده است، [٤] و نيز در
[١] . مراد از ضمير در «انّه» قرآن، و مقصود از «رسول»، جبرئيل است. (الميزان، ج ٢٠، ص ٢١٨)
[٢] . «فلا اقسم» تأكيد بر مطالب ذكر شده در آيات پيشين است كه مربوط به حوادث آستانه قيامت، مانند تيره شدن خورشيد و ... است. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٦٧٦)
[٣] . سوگند خداوند حاكى از عظمت چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است
[٤] . معجم مقاييساللّغه، ج ٣، ص ٣٦، «زور»