فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٤٧ - بازگشت روح
آرامش روح
١. روح انسان، موجودى قابل اتّصاف به آرامش:
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ.
فجر (٨٩) ٢٧
نيز--) آرامش
آلودگى روح
٢. آلودگى روح به گناه، موجب سقوط و تباهى آن:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها.
شمس (٩١) ٧ و ١٠
٣. سوگند خداوند به سقوط و تباهى روح، در صورت آلودگى:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها.
شمس (٩١) ٧ و ١٠
ابهام روح
--) همين مدخل، پرسش از روح، حقيقت روح و شناخت روح
استقلال روح
--) همين مدخل، بقاى روح و تجرّد روح
اصالت روح
٤. اصالت روح، نسبت به جسم:
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ....
حجر (١٥) ٢٩
... وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ... [١]
سجده (٣٢) ٧ و ٩
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ....
ص (٣٨) ٧٢
اعتدال روح
٥. آفرينش روح انسان به صورت متعادل، به امر الهى:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها. [٢]
شمس (٩١) ٧
٦. تعادل قوا در ساختار روح انسان، زمينهساز الهام خير و شرّ به او، از جانب خداوند:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها. [٣]
شمس (٩١) ٧ و ٨
الهام به روح
٧. روح انسان، دريافتكننده الهام از جانب خداوند، نسبت به خير و شرّ خويش:
وَ نَفْسٍ ... فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها.
شمس (٩١) ٧ و ٨
٨. تعادل قوا در ساختار روح انسان، زمينهساز الهام خير و شرّ به او، از جانب خداوند:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها.
شمس (٩١) ٧ و ٨
بازگشت روح
٩. بازگشت روح به سوى خداوند، در قيامت:
وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ ... ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ
[١] . التفات از غيبت به خطاب در آيه مىتواند به اين جهت باشد كه پس از دميده شدن روح، انسان لايق خطاب مىشود و اين حكايتكننده آن است كه روح، چنين توانى را براى انسان ايجاد مىكند
[٢] . مراد از نفس [در اين آيه] كه الهامكننده فجور و تقوا است، روح مىباشد. (الفرقان، ج ٣٠، ص ٣٣٣)
[٣] . تفريع الهام بر «تسويه» [تعادل] روح اشاره به اين است كه الهام فجور و تقوا در پى تكميل و تعادل روح است. (الميزان، ج ٢٠، ص ٢٩٨)