فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٤٦ - استعانت از زكات
رُؤُسُ الشَّياطِينِ.
صافّات (٣٧) ٦٢ و ٦٥
عذاب با درخت زقّوم
١٧. درخت زقّوم وسيلهاى براى عذاب كردن كافران و ستمگران:
أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ. [١]
صافّات (٣٧) ٦٢ و ٦٣
١٨. پيروى از پدران گمراه از عوامل گرفتارى به عذاب، با درخت زقّوم:
أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ. [٢]
صافّات (٣٧) ٦٢ و ٦٦ و ٦٩
١٩. گمراهى و تكذيب قيامت، سبب تغذيه جهنّميان از درخت زقّوم:
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ.
واقعه (٥٦) ٥١ و ٥٢
٢٠. گناهپيشگى، عامل ابتلاى جهنّميان به عذاب زقّوم:
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ.
دخان (٤٤) ٤٣ و ٤٤
نقش زقّوم
--) همين مدخل، درخت زقّوم، حرارتزايى درخت زقّوم
زكات
زكات از «زكو» و «زكى» در اصل به معناى رشد و زيادت است [٣] و نيز به معناى طهارت، رشد، بركت و مدح آمده است. [٤] «زكات مال» يعنى تطهير آن [٥] و در اصطلاح شرع، اسم براى حقى است كه در مال واجب است و در وجوبش نصاب معتبر است. [٦] ناميدن جنس مالى به زكات، بدين سبب است كه دهنده آن به بركت در مال خود يا پاك شدن نفسش [از گناه] يا هر دو اميد دارد. [٧] مقصود از زكات، در اين مدخل خارج كردن مقدار معيّن از برخى اموال و صرف آن در موارد مشخص است. واژه مورد استفاده، در اين مدخل «زكات» [و برخى مشتقّات آن]، «صدقه» و بعضى آيات با قرينه خاص است.
اهمّ عناوين: پرداخت زكات، تاركان زكات، دريافت زكات، زكاتدهندگان و مصارف زكات.
استعانت از زكات
١. توصيه خداوند به استعانت از زكات، جهت شكيبايى بر آزارهاى دشمنان و مدارا كردن با آنان:
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا
[١] . «فتن» به معناى وارد كردن طلا در آتش، براى جدا كردن ناخالصى آن مىباشد و در وارد كردن انسان در آتش، استعمال شده است. (مفردات، ص ٦٢٣، «فتن»)
[٢] . جمله «انّهم الفَوا ...» تعليل، براى «لآكلون منها ...» و عذابهاى ذكر شده در دو آيه بعدى است. (الميزان، ج ١٧، ص ١٤١)
[٣] . معجم مقاييساللّغه، ج ٣، ص ١٧، «زكى»
[٤] . لسانالعرب، ج ٦، ص ٦٥، «زكا»
[٥] . مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٢١٢
[٦] . جواهرالكلام، ج ١٥، ص ٢
[٧] . مفردات، ص ٣٨١، «زكا»