ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣٥ - مسأله ٦ - بعضى گفتهاند اگر دو شاهد در خصومت حاضر نشوند پس حاكم براى آنها واقعه و صورت حكم را حكايت كند
(١)
مسأله ٢- رساندن حكم حاكم- بعد از فرض انشاى لفظى- به حاكم ديگر يا به كتابت يا به قول يا به شهادت است
پس اگر به نوشتن باشد، به اينكه حكمش را به حاكم ديگر بنويسد پس نوشته اعتبارى ندارد حتى اگر علم پيدا كند كه مال او است و معناى آن را اراده نموده است. و اما قول- به طور شفاهى- پس اگر شهادت بر انشاى سابقش باشد قبول نمىباشد مگر با شهادت عادل ديگرى. و سزاوارتر به اين، آن است كه بگويد: «نزد من چنين ثابت شد». و اگر انشا در حضور دومى باشد، به اينكه دومى در مجلس حكم، حاضر باشد پس اولى قضاوت نمايد اين خارج از محل بحث است، ليكن انفاذ آن واجب است. و اما شهادت بينه بر حكم او مقبول است و انفاذ آن بر حاكم ديگر واجب است. و همچنين است اگر به تواتر يا قرائن قطعى يا اقرار دو طرف مخاصمه، حكم حاكم را بداند.
(٢)
مسأله ٣- ظاهر آن است كه انفاذ حكم حاكم از حكم حاكم دومى در آن واقعه، اجنبى مىباشد
؛ زيرا قطع خصومت به حكم اولى حاصل شده است و حاكم ديگر فقط آن را انفاذ و امضا نموده است تا آنكه ولات و امراء آن را اجرا نمايند. و به حسب واقعه، اثرى براى آن نيست؛ زيرا انفاذ و عدم انفاذ او بعد از تمام شدن قضاوت در اول، مساوى است و دومى حق ندارد در آن واقعه حكم داشته باشد، زيرا علم ندارد و موازين قضاوت نزد او تحقق پيدا نكرده است.
(٣)
مسأله ٤- در آنچه كه ما ذكر كرديم بين حقوق خداى متعال و حقوق النّاس فرقى نيست
مگر در ثبوت به بينه؛ زيرا انفاذ به آن در آنها محل اشكال است. و اشبه عدم آن است.
(٤)
مسأله ٥- در جواز شهادت بينه و همچنين در قبول آن در اينجا غير از آنچه كه در آنها در بقيه جاها اعتبار دارد، معتبر نمىباشد.
پس شاهد قرار دادن آنها بر حكم و قضاوتش در تحمل شهادت اعتبار ندارد. و همچنين در قبول شهادت آنها، شاهد قرار دادن آنها بر حكم و همچنين حضور آنها در مجلس خصومت و شنيدن آنها شهادت شهود را، معتبر نيست. بلكه آنچه كه اعتبار دارد اين است كه شهادت دهند بر اين كه حاكم به آن حكم نمود. بلكه علم آنها به آن كفايت مىكند.
(٥)
مسأله ٦- بعضى گفتهاند: اگر دو شاهد در خصومت حاضر نشوند پس حاكم براى آنها واقعه و صورت حكم را حكايت كند
و نام دو طرف محاكمه و پدران و صفات آنها را تمام ببرد و آنها را بر حكم شاهد بگيرد، پس بهتر، قبول آن است؛ زيرا اخبار او مانند حكمش نافذ است. ولى اشبه عدم قبول است، مگر به ضميمه عادل ديگر. بلكه اگر حكم را بعد از انشاى در مجلس خصومت، انشا نمايد پس جواز شهادت به حكم به طور مطلق مشكل بلكه ممنوع است و شهادت