ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٠١ - مسأله ٤ - اگر مدعى بخواهد كه صورت حكم با اقرار مقر برايش نوشته شود ظاهر آن است كه واجب نباشد
حاكم حكم به آن نمايد او را به آن ملزم مىنمايد و خصومت فيصله پيدا مىكند و لوازم حكم، بر آن مترتب مىشود، مانند جايز نبودن نقض آن و بردن آن نزد حاكم ديگر و شنيدن حاكم دعواى او را و غير اينها. و اگر مدعى عليه اقرار كند ولى حاكم حكم نكند او به اقرارش مأخوذ است، پس براى هيچ كس جايز نيست كه در آنچه كه نزد او است- در صورتى كه به آن اقرار كرده- تصرف نمايد، مگر به اذن «مقرّ له» و براى غير او جايز است كه او را ملزم نمايد، بلكه از باب امر به معروف واجب است. و همچنين است حال اگر بينه بر حق او قائم شده، از جواز ترتيب اثر بر بينه، و جايز نبودن تصرف در آن مگر به اذن كسى كه بيّنه بر حق او اقامه شده است. البته در جواز الزام او يا وجوب آن با قيام بينه، از باب امر به معروف، اشكال است؛ زيرا احتمال دارد كه حق نزد او ثابت نباشد و بيّنه نزد او عادل نباشد و با اين احتمال امر و نهى او جايز نمىباشد، به خلاف آنكه با اقرار، ثابت باشد.
(١)
مسأله ٢- بعد از اقرار مدعى عليه، ظاهرا حاكم حق ندارد كه به آن حكم نمايد
مگر بعد از مطالبه مدعى. پس اگر از او طلب كند بنابر اقوى بر حاكم واجب است كه در آنچه كه استيفاى حق او بر حكم توقف دارد، حكم نمايد. و در صورتى كه متوقف بر آن نباشد، احتياطا حكم نمايد بلكه خالى از وجه نيست. و اگر مدعى حكم را از حاكم مطالبه نكند يا بخواهد كه حكم نكند پس حاكم حكم كند، در فيصله پيدا كردن خصومت به اين حكم، تردد است.
(٢)
مسأله ٣- حكم انشاى ثبوت چيزى يا ثبوت چيزى بر ذمه شخصى يا الزام به چيزى و مانند اينها است.
و در آن لفظ خاصى معتبر نيست، بلكه لازم آن است كه به هر چيزى كه دلالت بر مقصود كند انشا نمايد؛ مثل اينكه بگويد: قضا كردم يا حكم كردم يا لازم نمودم يا بر تو دين فلان است يا اين چيز مال فلانى است و امثال اينها از هر لغتى كه باشد، در صورتى كه اراده انشاء نمايد و ظاهر لفظ دلالت بر آن نمايد و لو اينكه با قرينه باشد.
(٣)
مسأله ٤- اگر مدعى بخواهد كه صورت حكم با اقرار مقر برايش نوشته شود ظاهر آن است كه واجب نباشد
؛ مگر اينكه استنقاذ حقش متوقف بر آن باشد. و در اين صورت آيا مطالبه مزد براى آن جايز است يا نه؟ احوط اين است، اگر چه جواز آن بعيد نيست؛ كما اينكه در جواز مطالبه قيمت كاغذ و مداد اشكالى نيست. و اما در صورتى كه متوقف بر آن نباشد شبههاى در چيزى از اينها نيست. سپس او نمىنويسد تا اينكه اسم محكوم عليه و نسب او را بداند به طورى كه او را از اشتراك اسمى و ابهامى در بياورد. و اگر نداند نمىنويسد مگر با قيام شهادت دو عادل به آن؛ و مشخصاتى كه ابهام و تدليس را از بين مىبرد مىنويسد. و اگر احتياجى به ذكر نسب نباشد و ذكر مشخصات او كفايت كند، به آن اكتفا مىشود.