تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٩ - رهنمودهايى از آيات
جهان، و هم براى علم خدا نسبت به امور و مسائل، و ابعاد مختلف حقيقت واحد يا حقايق مختلف حقايق زندگى را براى ما بيان مىكند توضيح مىدهد.
در آن جا كه سوره كهف از علاقه انسان به زندگى بحث مىكند، از علم انسان نيز سخن مىگويد، و گاه چنان مىنمايد كه اين دو امر در اين آيه با يكديگر انسجام ندارد و حتى با يكديگر مختلف و متفاوت است، در صورتى كه حقيقت آن است كه علاقه انسان به زينت دنيا و ايستار سالم وى در برابر آنها، از علم و دانش انسان نسبت به حقيقت دنيا سرچشمه مىگيرد، پس اگر انسان تنها ظاهرى از زندگى را بشناسد، غرور وى را فرامىگيرد، و چنان مىپندارد كه همين ظاهرى كه مشاهده مىكند عين حقيقت است، در صورتى كه اگر اندكى تعمق كند و به جوهر زندگى دنيا برسد، از دامنه تغيير و تبديل آن آگاه خواهد شد، و خواهد دانست كه حقيقت آن با ظاهر آن تفاوت دارد، و به همين جهت در حديث آمده است كه
«دنيا مىفريبد و زيان مىرساند و مىگذرد».
نيز آمده است: «همه آنچه را كه در دنيا است، اگر بشنوى بهتر از آن است كه ببينى».
/ ٤٥٣ و همچنين سخن گفتن از آنها مستلزم آن است كه شخص از روى دانش و هدايت در اين باره سخن بگويد، زيرا كه هدايت و شناخت انسان نسبت به حقايق معرفتى ژرف و فراگير است كه از او چنان مىخواهد كه نسبت به زينت حيات دنيا ايستارى سالم اختيار كند و نه ايستار غرور و تسليم مطلق.
در داستان موسى (ع) با آن بنده صالح خدا كه در احاديث از او به نام خضر (ع) ياد شده گوشهاى از اين حقيقت را براى ما آشكار مىسازد.
موسى (ع) پيامبر بود، و از احكام شرعى ظاهرى آگاهى داشت، ولى به دنبال كسى داناتر از خود مىگشت تا از وى زمينهها را بياموزد، يا از حكم احكام عام و خاص آگاهى پيدا كند.
در ضمن درس خواندن، در برابر بعضى از حوادثى كه آنها را مىديد ولى تحمل ديدن آنها را نداشت، تكان مىخورد و گرفتار حالت روانى خاصى مىشد،