تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٤ - بورقكم از سكه فلزى خبر مىدهد
اشاره الهامى از آن نهى مىكند و مىگويد وَ لْيَتَلَطَّفْ و اين از آداب/ ٣٨٤ معامله است.
وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً- و نبايد كسى از شما خبر و اطلاعى به دست آورد.» تا دشمنان از حال آنان آگاهى حاصل نكنند، و اين اشاره به آن دارد كه اگر كسى كارى را به صورت سرّى انجام مىدهد، بايد آن را مكتوم و پوشيده نگاه دارد، و چنان هوشمندانه آن را انجام دهد كه هيچ كس متوجه به آن نشود كه در حال انجام دادن عملى سرّى است، و نه تنها بايد نوع عمل خود را پوشيده نگاه دارد، بلكه نسبت به شخص خودش نيز بايد چنين باشد تا كسى از اسرار كار او سر در نياورد، و اين كاملترين نوع سرى بودن و كتمان مطلوب در عمل انقلابى قرين با رستگارى است.
[٢٠] إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً- چه اگر آنان بر شما دست يابند، سنگسارتان مىكنند يا شما را به ملت و دين خودشان بازمىگردانند، و بنا بر اين هرگز رستگار نخواهيد شد.» اين بدان معنى است كه انسان نبايد خود را با اراده خويش در معرض اين گونه فشارهايى قرار دهد كه از آنها بر جان خويش بيمناك است، و بگويد كه زندان و ديدن عذاب براى من مهم نيست، چه من مرد مقاوم و استوارم، و هر اندازه چنين باشى، چون در زندانهاى تاريك طاغوتان در زير فشار و شكنجه قرار گيرى، اين مقاومت و استوارى را ناگزير از دست خواهى داد، و فروخواهى ريخت، و با فروريختن تو دينت نيز چنين مىشود، و به همين سبب بود كه ياران غار شروط تقيه و هوشيارى و پرهيز و سرى بودن را مراعات كردند تا در معرض فشار دشمنان قرار نگيرند و به آن مجبور نشوند كه از دين خود به دين پادشاه درآيند، و در نتيجه از رسيدن به سعادت و رستگارى محروم شوند. و در واقع آنان در مدتى دراز به صورت سرى خدا را مىپرستيدند. و خدا نيكوترين پاداش را به ايشان داد، چنان كه در حديث شريف مأثور از ابو عبد اللَّه الصادق (عليه السلام) آمده است كه: «اصحاب