تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٤ - ايمان، گونهاى مسئوليت
رسول اللَّه (ص) بدگويى كرد، و در اين باره آيه كريمه نازل شد كه بد گويى به رسول خدا از ترس از ايشان بوده است، و رسول به او فرمان داد كه اگر بار ديگر گرفتارى مشابهى برايش پيش آيد/ ١٣٦ باز به همين گونه عمل كند.
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ- هر كس كه به خدا پس از ايمان آوردنش به او كافر شود.» آيا ممكن است كسى پس از ايمان آوردن كافر شود؟ مگر نه اين است كه ايمان معرفت و علم است؟ و چگونه شخص ميان لحظهاى و لحظه ديگر مىتواند از عارف بودن به جاهل بودن تحول پيدا كند؟!.
آرى ... ايمان علم است، ولى علم تنها كافى نيست، بلكه ايمان عنصر ديگرى دارد كه يقين است و اعتقاد قلبى و ثبات و تحمل فشارها ايمان است و وابستگى و كوشش و فداكارى.
در حديث شريف از ابو عبد اللَّه الصادق (ع) آمده است كه گفت: «و اما آنچه از ايمان بر قلب واجب شده، اقرار و معرفت و عهد بستن و رضا و تسليم به آن است كه خدايى جز اللَّه (خداى يگانه) بىشريك وجود ندارد كه همسر و فرزندى اختيار نمىكند، و اين كه محمد بنده و فرستاده او است، و اعتراف كردن به آنچه از جانب خدا آمده است از پيغمبر يا كتاب، پس اين است آنچه خدا بر قلب از اقرار و معرفت واجب كرده است و آن عمل او است، و گفته خداى عز و جل چنين است
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً». [١٦] بعضى از مردم چناناند كه به محض قرار گرفتن در معرض فشار، از ايستار خود پايين مىآيند، و پس از ايمان كافر مىشوند، و بعضى ديگر بر عكس استقامت و ثبات بر ايمان نشان مىدهند، و بعضى چنانند كه با در خدمت گرفتن تقيّه جان خود را خلاص مىكنند، و ايمان خود را همچون عمار نجات مىدهند كه پروردگار ما درباره او و همانندان او گفته است
[١٦] - الميزان، ج ١٢، ص ٣٥٩.