تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٩ - تاريكى جادو و جادوگر
مملوكى كه بر هيچ چيز قدرت ندارد.» ما مىتوانيم همين مثل را براى ملتهايى بزنيم كه نيرومندان آنان را به بردگى و بندگى خويش مجبور ساختهاند، و چيزى براى آنان باقى نگذاشتهاند تا آزادانه در آن تصرف كنند، آيا اين گونه كسان مىتوانند با كسى برابر باشند كه خدا ايمان را همچون نعمتى به او عطا كرده، و جان او را از غل و زنجيرهاى شرك و بردگى صاحبان مال و قدرت و نيروى گمراهسازى رهايى بخشيده است؟! وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ- و كسى كه رزقى نيكو بهره او ساختيم كه آن را در نهان و آشكارا به ديگران انفاق مىكند، آيا اين دو مىتوانند برابر با يكديگر باشند؟!» هرگز چنين نخواهد بود. آن كس كه خدا او را آزاد آفريده و به دوستى خير او را آراسته است، هرگز به ريا انفاق نمىكند، و انفاق خويش را از ترس پوشيده از مردمان نگاه نمىدارد، بلكه با اراده آزاد خويش به انفاق مىپردازد و هدفش جلب رضاى خدا است، و/ ١٠٠ نه اميد چيزى جز رضاى او دارد و نه از خشم كسى مىهراسد.
الْحَمْدُ لِلَّهِ- سپاسگزارى مخصوص خدا است.» كه براى انسان همه فرصتهاى نيك بودن و نيكى كردن را فراهم ساخته، و آزادى كامل در اختيار او قرار داده، و او را به احساسات خيرخواهانه مجهز ساخته است.
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ- ولى بيشتر ايشان نمىدانند.» جهل آفت و بلاى آزادى است، و از آن جهت كه در ميان اقوام گمراه رواج پيدا مىكند، پس به بردگى طاغيان و گردنكشان درآوردن مردمان در ميان اين اقوام بسيار آسان صورتپذير مىشود.
تاريكى جادو و جادوگر
[٧٦] اين مثلى بود كه قرآن حكيم آن را براى بيان واقعيّت شخصى زد كه طاغوت آزادى را از او سلب كرده و او را به صورت موجودى عاجز درآورده بود، و