تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٥ - شرك بردگى و خوارى است
جنبندهاى باقى نمىماند، ولى او- بنا بر حكمتى- آنان را تا موعدى معين به حال خود رها مىكند، و چون اجلشان فرارسد نه يك ساعت پيش مىافتد و نه يك ساعت تأخير پيدا مىكند، و آنان را مىبينى كه خدا را به چيزى توصيف مىكنند كه خود از چنان بودن اكراه دارند، و خيال مىكنند كه عاقبت نيك خواهند داشت در صورتى كه چيزى جز آتش نصيب ايشان نخواهد شد، و آنها در آن گرد خواهند آمد، و اين تنها مخصوص آنان نيست، چه خدا پيامبرانى را با همين رسالت بر مردمان مبعوث كرد، و شيطان كارهاى زشت ايشان را در نظرشان آراست، و او در آن روز مجازات ولى آنان است و عذابى دردناك را مىبايستى بچشند و تحمل كنند.
شرح آيات
شرك بردگى و خوارى است
[٥٦] شرك عبوديت و در قيد بودن است، و از دست رفتن استقلال و آزادى بشر در برابر نيروهاى طبيعى يا اجتماعى، و شرك در غل و زنجيرهايى تجسم پيدا مىكند كه انسان آنها را به نام نظامها و قوانين بر خود مىنهد و زندگى خويش را مقيد به آنها مىسازد، و بشر معمولا اين نظامها را تقديس مىكند.
در يك سخن: شرك همان عقبنشينى داوطلبانه از رزق خدايى است به مصلحت طبيعت يا مصلحت مراكز نيرومند.
وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ- و براى چيزهايى كه آنها را نمىشناسند،» مقصود بتان و سران قبيلهها و رؤساى احزاب و نيرومندان استيلا يافته است، و هر چه كه انسان نمىداند كه آيا خدا به فرمانبردارى و پيروى از او فرمان داده است و در اين پيروى مصلحت راستين او وجود دارد يا نه؛ مشركان براى اينان ..
نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ بهرهاى از آنچه روزى ايشان كردهايم قرار مىدهند.»