تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣ - كلمه آشكار و رسا
كافى نيست، بلكه او يك پليدى است كه اجتناب و پرهيز كردن از او واجب است، و بايد خود را در برابر او نيرومند سازند و از او پرهيز كنند و بر او بشورند و به فرمانهاى او گردن ننهند، و اگر چنين نمىبود خداوند متعال كار بندگان را به خودشان واگذار نمىكرد كه براى خود فرمانروايى برگزينند، يا اگر خواستند در برابر كسى كه در صدد بهرهكشى از آنان و گمراه ساختن ايشان برآمده است خاموش بمانند، هرگز ... بلكه حجت را بر ايشان تمام كرده و براى هر گروهى از مردم فرستادهاى را مبعوث كرده است كه او را مقتداى خود قرار دهند و با هم به همكارى برخيزند تا هيچ كس از ايشان نتواند بگويد كه من چيزى نمىدانستم و بىخبر بودم.
فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ پس بعضى از ايشان چنانند كه خدا هدايتشان مىكند، و بعضى ديگر چنانند كه گرفتار گمراهى مىشوند و خود سبب آن بودهاند.» آن كس كه به هدايت مىرسد، البته خدا راهنماى او است، ولى پس از آن كه خود وى راه راست و هدايت را برگزيند و خواستار آن شود، و آن كس كه گمراه مىشود نيز خدا او را گمراه مىكند ولى پس از آن كه خود وى گمراهى را برگزيده است، و به همين سبب پروردگار ما گفت حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ يعنى پس از برگزيدن گمراهى گمراه شدن وى وجوب پيدا كرد، و هر كس بايد مسئوليت خود را تحمل كند.
فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ- پس در زمين سير كنيد تا ببينيد كه پايان كار تكذيب كنندگان چگونه بوده است.»/ ٥٣ اگر خدا كفر را براى بندگانش پسنديده است، ديگر چرا بايد كافران را عذاب كند؟! [٣٧] و بار ديگر پروردگارمان تأكيد مىكند كه هدايت اجبارى از جانب خدا نيست، و به همين سبب هيچ كس نبايد چشم به راه آن باشد كه پيغمبرى بيايد و او را مجبور به هدايت سازد، و نمىتواند بگويد كه چون كسى براى مجبور كردن من به هدايت نيامده است پس من هيچ گناه و تقصيرى مرتكب نشدهام. هرگز چنين