تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٠ - رهنمودهايى از آيات
او عطا كرده است، و بر اين امر واقف شد كه نيازمندى مردم به رسالت و هدايت بزرگتر از احتياج آنان به نيرو و سلطنت او است، پس لحظهاى را كه در آن كسانى كه/ ٤٨٣ هر سال دو بار در معرض هجوم هولناك قرار مىگرفتند، با پيدايش سد احساس ايمنى و آسايش كردند، و دريافتند كه خدا آنان را به دست وى نجات بخشيده است، آرى همين لحظه را به توجيه مردم و هدايت آنان اختصاص داد، و اين بالاترين كارى است كه انجام دادن آن از عهده يك دارنده سلطه يا مالك نيرو و قدرت برمىآيد، پس در آن هنگام كه، مثلا، چيزى از مال خود مىبخشد، ممكن است شكم گرسنهاى را سير كند، يا فقيرى را بىنياز سازد، يا يتيمى را از دربهدرى نجات دهد، ولى به اين همه اكتفاء نمىكند بلكه به راهنمايى و هدايت آن فرد مىپردازد و مىگويد: اين مال از آن من نيست، و از آن تو است، و بخششى از پروردگار من است، و خدا به تو بهتر از اين را خواهد بخشيد، و با گفتن اين كلمات خيرى كه از او به گيرنده مال مىرسد بيش از خيرى است كه از مال بخشيده شده به او نصيب وى مىشود.
فقيرى به در خانه امام حسين (عليه السلام) آمد و چيزى از او خواست، و امام چهار هزار درهم را در گوشه عباى خود نهاد و سپس اندكى در را باز كرد و عبايش را از ميان دو لنگه بيرون داد تا مرد آن پول را بردارد و چشمش به چشم او نيفتد تا احساس خوارى كند، و نيز براى اين كه آن سائل را تزكيه و تربيت كرده باشد، و به او نشان دهد كه بخشيدن مال خدمت نيست، بلكه خدمت حقيقى به كاربردن روش برگزيده و متواضعانه است، و بدين گونه امام بيش از آن كه مالى به او عطا كرده باشد به تربيت او پرداخت و از اين راه سود به او رسانيد.
مردى از امام على (ع) طلب حاجتى كرد و امام از او خواست كه نيازمندى خود را بنويسد، و آن را بر زبان نياورد. و از آن جهت چنين كرد كه آبروى او محفوظ بماند، و آنچه در تربيت او انجام داد و بيشتر و گرانبهاتر از برآوردن حاجت او بود.
اين همان ايستار سالمى است كه مؤمنان مىبايستى خود را به آن آراسته