تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٧ - يأجوج و مأجوج
يأجوج و مأجوج
[٩٤] قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ- گفتند: اى ذو القرنين! يأجوج و مأجوج در زمين فساد و تباهى مىكنند.» گفتهاند كه مقصود از يأجوج و مأجوج قبيلههاى مغول بدوى است كه بر شهرهاى آباد و متمدن حمله مىكردند و به فساد مىپرداختند، و شايد ذو القرنين از آن روى به آن سرزمينها رفت كه در برابر خطر آن (بنا بر اين تفسير كه مقصود از ذو القرنين كورش هخامنشى بوده باشد) مقاومت كند ...
/ ٤٨٠ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا- پس آيا ممكن است ميان ما و آنان سدى بنا كنى كه هزينه آن را خود ما تحمل كنيم؟» يكى از عادات پادشاهان آن است كه چون وارد سرزمينى شوند به انجام دادن خدمتى به سود آنان بپردازند، ولى در مقابل آن سرزمين را مستعمره خويش قرار مىدهند و از منابع آن به سود خود بهرهبردارى مىكند، و از مردم آن مىخواهند كه سند بردگى و بندگى كامل خويش را امضا كنند، و چنان مىنمايد كه آنان آماده آن بودند كه براى خلاص شدن از خطر يأجوج و مأجوج علاوه بر آن پولى به ذو القرنين بدهند تا سدّى در برابر محل حمله آنان بنا كند.
ولى ذو القرنين مطالبه خراج يا گرفتن مالى از ايشان نكرد و
[٩٥] قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ- گفت: آنچه پروردگارم از قدرت و مكانت به من عطا كرده بهتر و نيكوتر است.» خدا به من نيرو بخشيده و زندگى را مسخر من ساخته است كه به خدمت شما و ديگر محرومان و مستضعفان بپردازم، و سپس من در پى آنم كه از راههاى مشروع و پسنديده به بهرهگيرى از زندگى بپردازم، آرى ... در آن هنگام كه سلطه و زبردستى چنان بخواهد كه براى رسيدن به هدفهاى خود مردم را مسخر خويش سازد و آنان و سرزمينشان را در معرض استثمار و بهرهكشى خويش قرار دهد، سلطه او دوام پيدا نخواهد كرد، ولى اگر بر آن باشد كه از زمينهاى كشت نشده بهرهبردارى