تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٤ - سياست دادگسترى
ذو القرنين به آخر سرزمين مسكونى در غرب رسيد و در آنجا ديد كه خورشيد در دريا يا بركه يا چيزى از اين قبيل فرومىرود و غروب مىكند، و انسان در خشكى باشد، در هنگام غروب چنان به نظرش مىرسد كه خورشيد در زمين فرومىرود، و چون در نزديكى دريا باشد/ ٤٧٧ چنان مىنمايد كه خورشيد در هنگام غروب به درون دريا فرو مىريزد، و اگر در نزديكى باتلاق بزرگى گل آلود باشد، چنان مىپندارد كه خورشيد در آن فرو رفته است. و چنان مىنمايد كه ذو القرنين در مغرب زمين به چنين سرزمين با پهنههاى آب گل آلود رسيده بوده است. و گفته شده است كه او به منطقهاى داراى خليجهاى متعدد و در آسياى ميانه در منطقه ازمير واقع در تركيه رسيده بود كه شايد آبهاى ايستاده و جمع آمده از بارانها چنين تصورى را براى او فراهم آورده بوده است.
قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً- گفتيم: اى ذو القرنين! تو مىتوانى مردم اين جا را يا عذاب دهى، و يا در ميان آنان بخشندگى و به آنان نيكويى كنى.» تو مىتوانى به سبب سلطه و قدرتى كه دارى يكى از اين دو رفتار را با مردم اين نقطه داشته باشى.
[٨٧] قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً- و (ذو القرنين) گفت: هر آن كس را كه ستم كند، هر چه زودتر عذاب مىدهيم تا آن زمان كه به نزد پروردگارش بازگردد و عذاب هولناك او را بچشد.» بعضى از مفسران گفتهاند كه مقصود از اين ظلم و ستم شرك است. و خداوند متعال از ذو القرنين خواست كه از عذاب دادن به مردم يا آسان گرفتن بر ايشان يكى را برگزيند، بدان سبب كه آن مردمان كافر بودند، و براى او اين امكان وجود داشت كه در معرض عذاب قرارشان دهد تا از كفر بازگردند، يا آن كه نخست به ايمان دعوتشان كند و با آن كسان كه ايمان آوردند به عدل رفتار كند، و با كسانى كه بر شرك باقى ماندند به شدت و سختى رو به رو شود. و علامه طبرسى در مجمع البيان چنين آورده است: (و در اين گفته دلالتى بر آن وجود دارد كه آنان