تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٣ - سياست دادگسترى
وجود دارد،/ ٤٧٦ با توصيف قرآن از سد موافقت دارد، و اين مطلب دانسته است كه بانى آن كورش بوده است تا وسيله دفاعى براى مردم آن منطقه در برابر هجوم قبايل وحشى باشد كه در طول تاريخ مردمان متمدن و شهرنشين را عرصه غارت و چپاول خود قرار مىدادند، و آخرين اين هجومها به رهبرى چنگيزخان مغول [٦] صورت گرفت. و احاديث وارد شده در قصه ذو القرنين با آن متناسب مىنمايد، و خدا دانا است.
[٨٤] إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً- ما به او در زمين قدرت داديم و وى را در زمين صاحب تمكن ساختيم و وسيلهاى براى انجام دادن هر كار در اختيار او قرار داديم.» اين تمكن ذو القرنين از راه شناسايى او به سببها و علتها فراهم آمد، پس خدا به ذو القرنين اسباب و وسايل زندگى را آموخت، و او از طريق علم خود توانست در زمين صاحب مكانت و تمكن شود و طبيعت را مسخر خويش سازد.
[٨٥] فَأَتْبَعَ سَبَباً- پس او در راه سبب به حركت در آمد.» يكى از سببها را گرفت و پس از آن كه خداوند از هر چيزى سببى به او داد در پى آن روانه شد. علم انسان زياد است و به همين سبب از ميان دانستههاى خود آن را برمىگزيند كه با عمل كردن آن بتواند خود را به مطلوب خويش برساند، و اگر بخواهد به پيروى از همه آنچه مىداند حركت كند، زندگى محدود او براى اين كافى نخواهد بود.
سياست دادگسترى
[٨٦] حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً- تا به جاى غروب كردن خورشيد رسيد و چنان ديد كه در مخزن آبى گل آلود فرو مىرود و در آن جا قومى يافت.»
[٦] - تفسير «نمونه» از شيرازى، ج ١٢، ص ٥٤٩، ٥٤٥.