تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٩ - رهنمودهايى از آيات
آن را كه ستمگر نباشد مورد بخشش قرار خواهم داد.
در عمل رسيدن به سلطه از اين اصل و قاعده به راه افتاد كه: آنچه هست نعمت و فضلى از خدا است، و شايسته و واجب است كه از آن به صورت مشروع بهرهدارى شود، و همين اصل را براى برپاداشتن عدل و طرد كردن باطل عملى كرد.
اين گفته حقيقتى ديگر را به ما الهام مىكند و آن عبرتى است كه مىبايستى از اين داستان گرفته شود: اين عبرت كه انسان تواناى چيره شدن بر شهوتهاى خويش است، و همچنين بر مكان و موقع اجتماعى خود، پس آيا بدين سبب كه تو از طبقه ثروتمندان يا از افراد حاشيه نشين دربار پادشاهان و شريفى از اشرافى، بر تو واجب است كه حتى نسبت به نقاط منفى طبقه يا جايگاه يا مالت سر فرودآورى؟ هرگز ... تو بر آن توانايى دارى كه از قيد و بندهاى ماده و آنچه احاطهات كرده است خود را برهانى و در اوج آسمان ارزشها پرواز كنى، و تواناى بر آنى كه پادشاه يا ثروتمند باشى و در برابر نقاط منفى طبقه خودت مقاومت نشان دهى، و از طبقه اشراف باشى و دوستى اين شرف و جاه تو را بر آن واندارد كه از فرمانبردارى نسبت به پروردگارت خارج شوى.
قرآن كريم اين اعتماد را به انسان عطا مىكند كه مىتواند بر جاذبه زمين و ماده پيروز شود و از آنها چشم بپوشد. اين الهام و ايحاء مكرر و پيوسته در قرآن سنگ شالوده/ ٤٧٣ در پرورش انسان است، و اگر فهم و احساس انسان به اعتماد داشتن بر ذات خود نبود، و به اين كه مىتواند بر فشارهاى زندگى پيروز شود، هرگز نمىتوانست انسانى صالح و رونده در راه راست باشد.
چهارم: بر مؤمنان است كه براى آسايش و رفاه انسان بر روى زمين به عمل بپردازند، و اسلام به مصلحت گروه معينى از اسلام نيامده و هدف حكومت اسلامى بنيانگذارى دولتى نيرومند است كه از صناعت پيشرفته بهرهمند باشد، بلكه مىبايستى براى بهبود زندگى همه مستضعفان در روى زمين، خواه مسلمان بوده باشند و خواه نه، تلاش كنند، بدان جهت كه انسان، به عنوان انسان بودن، در اسلام محترم است، و بر مؤمن واجب است كه به خاطر آسايش همه انسانها سعى و