تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٤ - اولا يك كشتى را سوراخ كرد
در اين هنگام موسى (ع) تحت تأثير اخلاق رسالى خويش قرار گرفت كه بدان گونه با جامعه اسراييلى خويش عمل مىكرد كه مجتمع وارفته و سستى بود و مىبايستى با مردم آن با شدت و سختى عمل شود، بر عكس محمد رسول اللَّه (ص) كه در مجتمع خشن و غليظ مىزيست، و به سلاح مهربانى و نرمى مسلح شد، و به همين جهت موسى تحت تأثير عمل سوراخ كردن كشتى قرار گرفت و با خشم بانگ برداشت و
قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها- گفت آيا براى آن سوراخ كردى كه آن كسان را كه در آنند غرق كنى؟»/ ٤٥٧ حتى به اين پرسش نپرداخت كه: چرا آن را سوراخ كردى، بلكه به صورت مستقيم منكر موضوع شد، و بر اين آرام نگرفت بلكه به كار انجام شده اين رنگ مخصوص را بخشيد كه همراهش تنها به اين سبب كشتى را سوراخ كرده كه همه كسانى را كه در آنند غرق كند، و هدف يگانه مورد نظر از اين عمل همان بوده است، و گفت
لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً- كار عجيب و زشتى انجام دادى.» اين خطاى ديگرى از موسى بود كه دلالت بر نادانى او بر موضوع داشت، و چون چنين شد، خضر (ع) گفت
[٧٢] قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً- گفت: مگر به تو نگفتم كه توانايى صبر كردن و بردبار بودن با مرا ندارى؟» [٧٣] و با آرامش اعصاب حادثهاى را كه ميان آنان پيش آمده بود به او يادآورى كرد، پس آتش خشم موسى فورا فرونشست، و از آنچه كرده بود عذرخواهى كرد و گفت: مرا بر كارى كه تحمل آن برايم دشوار است مورد مؤاخذه قرار مده، چه اين براى انسان بسيار دشوار است كه بر چيزى صبر كند كه از ژرفنا و عاقبت آن هيچ اطلاعى ندارد، و به همين سبب موسى از آن عالم خواست كه به سبب آنچه از او سر زده وى را مورد مؤاخذه قرار ندهد.
قالَ لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ- (موسى) گفت: به سبب چيزى كه آن را