تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٦ - از عوامل فراموشى
افكند.» جوان داستان را فراموش كرد كه به موسى عليه السلام بگويد، و اين كه چگونه ماهى را با پريدن رو به پايين راه دريا را پيش گرفت.
[٦٤] و چنان مىنمايد كه نشانه موسى براى شناخته شدن منزل آن عالم، درست همين زنده ماندن ماهى بوده است، و به همين سبب موسى عليه السلام گفت كه
قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ- گفت كه: اين همان چيزى است كه خواستار آن بودم.»/ ٤٤٨ يعنى همان منظور نظر ما و هدف مسافرتمان است.
فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً- پس بر خلاف جهت حركتشان قصه گويان بازگشتند.» پيش از آن كه داستان موسى را با آن دانشمند در درس آينده دنبال كنيم، روا است درباره فراموشى كه در اين آيات مكرر از آن ياد شده به تدبر بپردازيم.
پيش از اين (در آيههاى ٢٣ و ٢٤ از همين سوره) قرآن قضيه مهمى را براى ما بيان كرد و گفت وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً* إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً و در آيه ٦٣ از همين سوره نيز با تركيب وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ رو به رو مىشويم، و از اين دو آيه معلوم مىشود كه شيطان آدمى را به فراموش كردن چيزى گرفتار مىسازد، و خدا آنچه را كه فراموش كردهايم به ياد ما مىآورد، و آيا اين چه معنى را مىرساند؟
فكر آدمى همچون چراغى پر نور است، و نيازى به سوخت ندارد، ولى موانعى وجود دارد كه راههاى بيرون رفتن اين نور را مىبندد، آيا اين موانع چيست؟
مجموعهاى از عوامل مادى است كه بر اثر اهتمام و توجه انسان به زينت زندگى دنيا و متاع آن استوار است، و ممكن است كه جوان موسى (ع)، در آن هنگام كه در كنار دريا راه مىپيمودند به ديدن آرايش دريا، يا به بعضى از چيزهاى غريبى كه در راه بودند، مشغول بوده است، ولى آنچه مهم است اين است كه جذب