تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٣ - ولايت مخصوص كيست؟!
آسمان است تا بتواند مردمان را به راههاى درست رهبرى كند، و ممكن است هدف آيه از تعبير آسمانها و زمين قانونگذاريهاى معنوى و راههاى مادّى براى زندگى بوده باشد، و آنان هيچ علمى به آن ندارند، بدان جهت كه گواه بر آفرينش نبودهاند تا بدانند كه براى آفريدگان چه قانونها و مقرراتى ضرورت دارد، و مصدر معرفتى جز خدا وجود ندارد.
در صورتى كه خداوند سبحانه و تعالى تنها گواه بر آفرينش نبوده بلكه خود آفريننده بوده است و در نتيجه به آن چه در آسمانها و زمين است داناتر است و براى آن كه از راهنمايى او پيروى شود شايستهتر؛ آنان چيزى نمىدانند و حتى خودشان را نمىشناسند، و آن كس كه نتواند خودش را به خير و هدايت برساند، آيا ممكن است شايستگى پيشوايى ديگران را داشته باشد؟!/ ٤٣٤ از سوى ديگر: مردمان چنان تصور نمىكنند كه انسان گمراه مىتواند از نيرو و توان خويش نفعى براى آنان داشته باشد. هرگز ... بدان جهت كه گمراهى سبب تباه شدن قوت و قدرت مىشود، و هر اندازه هم كه اين قدرت و نيرو بزرگ باشد باز چنين است، قرآن اين حقيقت را به ياد ما مىآورد و مىگويد
وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً- و من كسى نبودم كه گمراه كنندگان را به يارى خويش برگزينم.» آن كس كه تو را گمراه كرده، نمىتوانى او را همچون يار و ياورى براى خود انتخاب كنى، و در اين جا ملاحظه مىكنيم كه قرآن مضلين را كه جمع است با كلمه «عضدا» كه مفرد است توصيف كرده، و نگفته است «اعضادا» بدان جهت كه مىخواهد موضوع را به صورت كلى نفى كند.
مبالغه و رسايى اين بيشتر است، بدان جهت كه انسان معمولا چند عضد و ياور نمىگيرد، بلكه عضدى واحد براى خود اختيار مىكند، و نفى مجموع به معنى نفى واحد نيست، در صورتى كه نفى واحد نفى مجموع را نيز مىرساند.
حرام است كه آدمى در زندگى دنيوى خود مرد گمراهى را همچون يار و بازوى خود در نظر بگيرد و از او براى انجام كارهاى خويش استفاده كند، و به