تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٢ - ولايت مخصوص كيست؟!
و فرشتگان همه به آن فرمان يافته بودند كه به آدم ابو البشر سجده كنند، ولى او از فرمانبردارى سرپيچى كرد، و فسوق به معنى خارج شدن از حدود است، و گاه خارج شدن از جايگاهى تنگ به جايگاهى گستردهتر است، و گاه از مكانى نامناسب به مكانى مناسب، ولى هنگامى كه اين خروج از حدود تعيين شده براى چيزى باشد، همچون اين كه انسان از محدوده خود خارج شود، يا ميوه از پوستش بيرون آيد، اين عمل را فسق مىگويند، زيرا كه سبب فساد و هلاك او مىشود.
/ ٤٣٣ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ- آيا او و فرزندان او را به جاى من اولياى خود قرار مىدهيد، در صورتى كه آنان دشمنان شمايند؟» يعنى آيا اين درست است كه به جاى خدا ابليس را دوست و سرور خود گيريد، در صورتى كه ولى انسان دوستى است كه او را دوست بدارد، و ابليس در برابر فرمان خدا تمرد كرد و از فرمان او سرپيچيد، پس چگونه ممكن است با وجود دشمنى او نسبت به انسان در برابر او به استكبار نپردازد؟! بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا- براى ستمكاران بد جانشينى است.» براى كسى كه او را به جاى خدا دوست خود گيرد جانشين بدى است، ولى آيا آن كيست كه ابليس را به دوستى خود برمىگزيند؟
اين گونه كسان ستمگرانند، پس عمل انسان بر عقل و عقيده او اثر مىگذارد، و ستم كردن او بر ديگران و در نتيجه بر خودش در عقيده او منعكس مىشود، و انسان از شيطان دور نمىشود و مگر آن گاه كه مؤمن بوده باشد، و به همين سبب است كه قرآن توجيه كلام را تغيير داده و نگفته است: (بئس لكم بدلا براى شما جانشين بدى است)، بلكه گفته است بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا.
[٥١] ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ- آنان را گواه و شاهد بر آفرينش آسمانها و زمين، و آفرينش خودشان قرار ندادم.» آنان نمىدانند كه در آسمانها و زمين چه مىگذرد، و بنا بر اين شايستگى براى پيشوايى ندارند، و ولى قائد و پيشوا آن كس است كه: بداند چه چيزها در