تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢١ - رهنمودهايى از آيات
مثلى كه قرآن از زندگى دنيا و زينت آن مىزند، الهام گرفته از فصل بهار است، كه آب از آسمان فروريخته مىشود، و گياهان گوناگون سر از خاك بيرون مىآورند، و آدمى چنان خيال مىكند كه آنها به صورت دايمى باقى خواهند ماند، و ناگهان دوران بهار پايان مىپذير، و تابستان فرامىرسد، و خورشيد فروزان همه آن گياهان را مىسوزاند، و به صورت علفهاى خشكى درمىآورد كه وزش باد آنها را پراكنده مىسازد.
پس چه چيز بعد از دوره بهار بر جاى مىماند؟
تنها چيزى كه باقى مىماند قدرت خداوند متعال است كه تغيير مىدهد و تغيير نمىپذيرد، همان كه پيوسته بود و پس از اين نيز خواهد بود و هرگز زوال نمىپذيرد و همچون طبيعت نيست كه به تقدير پروردگار حكيم تغيير مىپذيرد. پس سراسر دنيا در دست قدرت الهى انقلاب پيدا مىكند، و به همان گونه كه آغاز شده بازمىگردد، و ساعت برپا مىشود، و خداوند عزيز و حكيم كوهها را با عظمتى كه دارند به راه مىاندازد، و زمين خالى از زينت مىشود و برجستگيهاى آن از ميان مىرود. و خدا همه مردمان را، بدون استثنا، در محشر حاضر مىكند، و در برابر پروردگار عزت صف مىبندند، و نداى الهى واقعيت ضعيف آنان را آشكار مىسازد كه آنان بازگشتند به همان گونه كه خدا آنان را آفريد و هيچ چيزى را مالك نيستند. و اين همان ساعتى است كه به آن كفر مىورزيدند. و ناگهان كتاب و نامه اعمال خويش را قرار گرفته در برابر خودشان مشاهده مىكنند كه مجرمان از آن در هراس مىافتند و ويل و بدبختى را براى جانهاى خود حدس مىزنند، چه هيچ فعلى از كوچك و بزرگ افعال آنان نيست كه در اين كتاب ثبت نشده باشد.
مسئوليت بشر بدين گونه آشكار مىشود، و همين هدف از زينت زندگانى در دنيا بوده است.