تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٦ - چگونه سستى و ضعف ذات را جبران كنيم؟
خضوع نسبت به شخص ثروتمند محفوظ داشت، ولى اكنون به قصد اصلاح كردن غنى زمام سخن گفتن را به دست خود گرفته، و اين همان نقشى است كه از فقيران مطلوب است، پس به او گفت: ناگزير بايد فهميده باشى كه آنچه پيش آمده همه به خواست خدا و اذن و فرمان او است، و بر حسب قضا/ ٤١٦ و قدر وى، و نه بر حسب اراده و علم تو، و گر نه چرا نمىگويى؟
لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ- هيچ نيرويى جز به وسيله خدا براى شخص فراهم نمىآيد.» سپس تو هم اكنون از اين ميوهها جز به يارى خدا نمىتوانى بهرهمند شوى، و به همين گونه هر خيرى كه پيش از اين به تو رسيده، و آن خيرى كه اميد دارى در آينده به تو برسد، آن نيز از خدا است، و اين چارچوبى است كه بايد در آن به همكارى با طبيعت و ثروت و بىنيازى بپردازيم.
إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً- اگر مرا از حيث مال و فرزند از خود كمتر مىبينى.» غرور و برترى طلبى تو سبب رسيدن زيان كلى به تو خواهد شد، و در آن هنگام من كسى خواهم بود كه با حقير دانستنم مرا نكو حالتر از خود مىيابى، زيرا كه قناعت گنجى است كه تمام نمىشود.
سپس من اميد آن دارم كه با سپاسگزارى خود به فضل خدا دسترس پيدا كنم، در صورتى كه تو با كفر خويش خشم و غضب خدا را بر ضد خود برانگيختهاى.
[٤٠] فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً- پس امكان آن هست كه پروردگارم به من باغى نيكوتر از باغ تو بدهد، و بر باغ تو آفتى از آسمان فروفرستد كه آن را به صورت زمين هموار بىحاصلى درآورد.» فرق در آن است كه، فقير به اميد و آرزو چنگ مىزند و اميدوار به رحمت خدا مىشود، در صورتى كه غنى به غرور خود را عزيز مىشمارد، و اين، اى انسان،