تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٠ - زيارت قبور
كه در اين جدال غلبه پيدا كردند، گفتند كه بر روى آنان مسجدى بنا مىكنيم.» در اين جا اندكى درنگ مىكنيم تا به گفتگوى با بعضى از مفسران بپردازيم، چه واجب است كه ذكر و ياد مؤمن پيوسته در نفوس زنده بماند، از آن رو كه او نمونه و پيشواى نيكى است، و قرآن حكيم پيوسته از داستانهاى پيامبران با ما سخن مىگويد و به ستايش آنان مىپردازد تا آنان را به صورت نمونههاى نيك پيشوايى براى نسلهاى متوالى درآورد، و يكى از آثار مؤمن قبر او است، و به همين سبب شرعا مستحبّ است كه مؤمن به ديدار و زيارت مقابر برود.
بالاترين عملى كه به آن در گورستان مؤمنان مىپردازيم، آن است كه در آنجا به عبادت خداوند سبحانه و تعالى بپردازيم، و قرآن بخوانيم و به ياد مرگ بيفتيم، و به يكديگر اندرز دهيم، و ياد مردگان را زنده نگاه داريم، و به بيان رسالتى كه آنان بر عهده داشتند و به خاطر آن جان خود را فدا كردند بيفتيم و براى خدا نماز گزاريم، و آيا بهتر آن نيست كه ركعتهايى نماز بخوانيم و پاداش آن را به روان آنان تقديم كنيم؟
در آن هنگام كه مىخواهيم ميان خودمان و مردگان مؤمن و شهيد شده رابطهاى برقرار سازيم، آيا عمل خير انجام دادن و نماز گزاردن و دعا كردن و تلاوت قرآن و نظاير اينها بهترين وسيله ارتباط نيست؟! البته كه هست و خدا در اين آيه
الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ (كه ظاهرا آنان از مؤمنان بودهاند) گفتند: بر روى آنان مسجدى بنا كنيم كه در آن به عبادت خدا بپردازيم، و به ياد قيامت بيفتيم، و با يكديگر درباره سيرت و روش زندگى آنان سخن گوييم، و قرآن چنان به ما الهام مىبخشد كه اين كار كارى مشروع است، بدان سبب كه از آن ياد كرده/ ٣٩١ و آن را منكر و زشت نشمرده و از آن نهى نكرده است ... چگونه چنين است؟
قرآن را بخوانيد و در آن تدبر كنيد، تا بدانيد كه اين كتاب كه پروردگار حكيم آن را فرستاده است جز به ميزانى دقيق سخن نمىگويد، و هيچ داستان تاريخى يا عملى را كه پيشينيان انجام داده بودند، جز براى يكى از دو امر براى ما نقل نمىكند: يكى اين كه از آن نهى كند، و ديگرى آن كه پرداختن به نظير آن را