تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩ - چه كس را مىپرستيم؟
آشكار شود در پنهانى وقوع پيدا مىكند.
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ- و خدا به آنچه پنهان مىكنيد و آنچه آشكارا انجام مىدهيد علم دارد و آن را مىداند.» [٢٠] آن كس كه از ظاهر و باطن علم دارد، بيش از آن حق دعوت و به خود خواندن از كسى دارد كه نه مىآفريند و نه دانشى دارد!!/ ٣٩ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ- و كسانى كه آنان، جز خدا، به خدايى مىخوانند، چيزى را نمىآفرينند و خود آفريده شدهاند.» و سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه آنان كيانند؟
گفتند كه: آنها بتانند، و به نظر من چنان مىرسد كه آنان طاغيان و مستكبراناند كه بتان اشاره به آنها است، و ما بنا بر همين نگرش به تفسير آيات آينده مىپردازيم.
[٢١] نخستين صفات خدايان پندارى اين است كه آنها مردهاند، و نه دانشى دارند و نه قدرتى، مگر به آن اندازه كه خدا از علم و قدرت خود به آنان بخشيده است.
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ- مردگانند و از زندگان نيستند.» شايد تأكيد بر اين كه زنده نيستند از آن روى بوده باشد كه مقصود از مردگان اشاره به مرگ حقيقى نبوده و به همين جهت تأكيد لازم شده است.
وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ- و نمىدانند كه چه وقت زنده و برانگيخته خواهند شد.» يعنى آنان چشم به راه رسيدن كيفر كفر خويشند بدون اين كه از زمان وقوع آن آگاه باشند، پس آنان در برابر خدا در معرض پرسش قرار خواهند گرفت.
طبرسى (ره) در ضمن تفسير آيات گفته است: بتان مردگانند نه زندگان، و بيشتر مرده بودن آنان به اتكاى به گفته خداوند متعال متكى است كه گفته است
«غير أحياء» تا به صورت مطلق زندگى را درباره ايشان نفى كند، و معنى وَ ما