تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٨ - شرح آيات
برايش آسانتر از انجام دادن كارى ديگر باشد، ولى بر حسب مفاهيم و آگاهيهاى حياتى بازگرداندن ساخت چيزى آسانتر از آغاز كردن به ساختن و اختراع كردن آن است، پس چگونه مىتوانيم به اين ايمان آوريم كه زندگى نبود و سپس بود، ولى به آن ايمان نياوريم كه پس از برافتادن بار ديگر بازخواهد گشت؟! بنا بر اين بر ما است كه، از داستان اصحاب كهف، اين عبرت را بهرهمند شويم.
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها- و بدين گونه آنان را از اين سر آگاه كرديم تا بدانند كه وعده خدا راست است و درآمدن ساعت قيامت هيچ شكى وجود ندارد.» از اين مىتوانيم به سه امر پى ببريم
اول: راست بودن وعده خدا به بندگان مؤمن خودش كه پيروزى نصيب ايشان خواهد شد، چه اصحاب/ ٣٨٩ كهف را با دور نگاه داشتن آنان از خشم و غضب طاغيان و كافران به پيروزى رسانيد، و پيروزى آنان با برافتادن آن طاغيان و جريان يافتن فرمان صالحان در بلاد و آنان را خليفه و پيشوا قرار دادن به اثبات رسيد.
دوم: خداوند متعال اراده كرد كه انسان را از آن آگاه كند كه همه كارها به دست او است، و توانايى آن را دارد كه كارهايى را انجام دهد كه آدمى صورتپذيرفتن آنها را محال مىشمارد، و اين نيز در مورد قدرت محدود آفريدگان چنين است، و اما در برابر قدرت مطلق خداوند سبحانه و تعالى آسان و ميسر است، همچون قضيه بعث و زنده كردن مردگان.
سوم: علم و جهل، و هدايت و ضلالت، همه از جانب خداوند متعال است، و در زمان درازى كه مردمان در جستجوى يافتن اثرى از اصحاب كهف بودند كه در منطقهاى بسيار نزديك به ايشان جاى داشتند، و تنها در آن هنگام آگاهى پيدا كردند كه آن مرد براى فراهم آوردن خوراك ياران به شهر آمد، ولى آنان هيچ اثرى نيافتند، و در آن هنگام كه خدا مىخواست ايشان را از اين امر آگاه سازد، راه را براى آنان هموار كرد، پس علم و اسباب دست يافتن به علم هم از خداى سبحانه