تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٧ - شرح آيات
اصحاب كهف عبرت گيريم، و آن حقيقت بعث و دوباره زنده شدن از گور و نشور است كه حديث به صورت خلاصه آن را چنين بيان مىكند: كما تنامون تموتون و كما تستيقظون تبعثون- به همان گونه كه به خواب مىرويد مىميريد، و به همان گونه كه بيدار مىشويد از گورهاى خود زنده مىشويد و بيرون مىآييد»، و چون آدمى در اين باره بينديشد كه قادر بر مقاومت در برابر مرگ است، بايد در انديشه/ ٣٨٨ مقاومت در برابر به خواب رفتن برخيزد، و اگر خواستار دانستن اين مطلب باشد كه چگونه پس از مرگ بعث پيدا مىكند و بار ديگر زنده مىشود، بايد در اين انديشه بيفتد كه چگونه پس از به خواب رفتن بيدار مىشود، و اگر انسان خواهان دست يافتن به آيت و نشانهاى باشد كه بر اين دليل و راهنماى او شود، لازم است كه به سراسر زندگى نظر كند، چه سراسر زندگى مرگ است و بعث و برخاستن از مرگ.
بعث در زندگى چيز تازهاى نيست، چه هر چيز در زندگى براى خود بعثى دارد، و در خود انسان نيز دليلى بر بعث مشاهده مىشود، و آن اين كه او نطفهاى در صلب پدرش بود، و سپس به رحم مادرش انتقال يافت، و پس از مدتى به صورت كودكى شيرخوار از زهدان مادر بيرون آمد، و رفته رفته بزرگ شد تا مردى بزرگ جثه و نيرومند شد، آيا اين بعث نيست؟
زمين را مىبينيم كه خداوند سبحانه و تعالى بر آن آبى از آسمان فرومىريزد، و ناگهان به جنبش درمىآيد و زمين با سر برآوردن گياهان سبز مىشود، و سپس طولى نمىكشد كه اين سبز شدن و سبزهها مىميرد و سبزهها به صورت علفهاى خشكى درمىآيند كه باد آنها را با خود مىبرد. اين داستان سراسر زندگى است. آيا بر آفريدگار اين زندگانى دشوار است كه مردمان را پس از مرگشان بار ديگر زنده كند؟! با وجود دانستن اين مطلب كه عقلهاى قاصر ما به آن معتقد است كه زنده كردن پس از مرگ در نزد خدا آسانتر از زنده كردن پس از عدم است، بايد بدانيم كه اين معادله نسبت به قدرت خداى عزّ و جل نادرست است، بدان جهت كه قدرت او نامتناهى است، و او هرگز با تلاش و تعبى رو به رو نيست كه انجام دادن كارى