تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٢ - سياست طاغوت
[١٥] هر گونه علاقه و ارتباط خود را با گذشته قطع كردند و آن را سفيهانه شمردند، و به اين هم بس نكردند بلكه ديگران را نيز سفيه مىشمردند.
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً- قوم ما جز خداى واحد براى خود خدايانى قرار دادند.»/ ٣٧٢ منكر و مخالف ايستار آنان شدند كه سلاطين و رؤسا را معبودان و خدايانى براى خود تصور مىكردند.
لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ- پس چرا هيچ دليل آشكارى براى اين كار خود ارائه نمىكنند؟» اگر انسان خواستار آن شود كه راه خالصى را براى خود برگزيند يا به فرمان پيشوايى گردن نهد، مختار است، ولى براى آن بايد دليلى قاطع و قوى اقامه كند، و اصحاب كهف روش كافران را در اختيار اله و معبود از راهى غير عقلانى روشى غير عقلانى شمردند، و نه تنها نتيجه را خطا شمردند، بلكه از سببى آغاز كردند كه ريشه انحراف بود، و اين از قويترين و ژرفترين شورشهاى فرهنگى و سياسى در عالم به شمار مىرود، كه تنها به نتايج آشكار و فساد موجود نگاه نمىكند، بلكه به جستجوى راهى مىپردازد كه مردمان از آن رفتند و بر اثر آن به اين فساد رسيدند، يا روش تفكرى كه آنان را به اين نتيجه كشانيد.
سياست طاغوت
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً- پس چه كس ستمكارتر از كسى است كه بر خدا دروغ بندد؟» اين آيه و آيههاى ديگر مشابه آن به اين نكته اشاره مىكند كه طاغيان و ستمگران عمل خود را در چارچوبى قدسى و مقدس قرار مىدهند و قصد آن دارند كه مردمان را از اين راه گمراه كنند و چنان وانمود كنند كه آن عمل از جانب خدا سبحانه و تعالى و به فرمان او صورت گرفته، و از راهى خود را به خدا و اصول و مبادى عالى مربوط سازند.