تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٤ - داستان اصحاب كهف و رقيم
پارهاى ديگر از آن برمىخيزد، و اين امر براى ما همچون امرى عادى و طبيعى به نظر مىرسد، براى آن كه نتيجهاى از پيروى كردن از سنتهاى زندگى است، چه خدا بعضى از مردمان را نيازمند بعضى ديگر آفريده،/ ٣٦٥ و اين يك سنت الاهى بزرگ و شگفتانگيز است، ولى چون مدت درازى است كه به آن انس گرفتهايم، آن را امرى عادى مىبينيم و در ما شگفتى ايجاد نمىكند.
خورشيد هر روز از طرف خاور طلوع و از طرف باختر غروب مىكند و با دقت و نظامى ثابت در آسمان پيش مىرود، و اين سنتى عجيب است ولى ما به آن چندان عادت كردهايم كه توجهى به آن نشان نمىدهيم، اما اگر يك خورشيد گرفتگى (كسوف) كلى، مثلا، بر خورشيد عارض شود، مردمان اهتمام و توجه تمام به اين پيشامد مبذول مىدارند، و دانشمندان علم نجوم به رصدخانههاى خود مىروند و با دستگاههاى علمى خويش به مطالعه و تحقيق درباره اين نمود و پديده مبذول مىدارند.
اگر نظام طاغوتى در سرزمينى حاكم باشد و مردمان نسبت به آن خاشع و از اين واقعيت منحرف خرسند باشند، اين امرى است كه به سبب زياد بودن اين گونه حكومتها و انتشار آن چنين حادثهاى را همچون امرى طبيعى در نظر مىگيريم، ولى اگر يك انقلاب الاهى صورتپذيرد و شورش كنندگان به برانداختن آن نظام تباه شده برخيزند تا نظام حق و عدل و آزادى را به جاى آن جانشين سازند، اين شورش و انقلاب امرى شگفتانگيز به نظر مىرسد، و مردمان به آن همچون يك معجزه نگاه مىكنند، در صورتى كه آن در واقع سنتى الاهى همچون سنتهاى ديگرى است كه به آنها انس گرفته و عادت كردهايم.
شايد اين آيه به آن اشاره داشته باشد كه هنگامى كه انسان پيشامدها و وقايع تازه را مىبيند يا براى نخستين بار مىشنود، حق ندارد منكر آنها شود و به تكذيب آنها بپردازد، تنها براى آن كه با آنها الفتى نداشته و انس نگرفته است، و علم نداشتن به چيزى بدان معنى نيست كه آن چيز وجود ندارد، و بر انسان لازم است كه در سنتهاى جارى خدا در ميان آفريدگانش تأمل كند، و به بزرگى و حكمت و قدرت او