تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٧ - زينت زندگى و هدايت
(٦٥- ٧٨).
عالم به او خبر داد و گفت كه كشتى متعلق به مردمانى فقير بود، و چون پادشاه به مصادره كردن كشتيهاى درست و بىعيب فرمان داده بود، پس آن را به خاطر مصالح صاحبان آن عيبناك كردم.
اما غلام پدر و مادرى مؤمن داشت و بيم آن مىرفت كه فرزندشان آنان را آلوده به كفر سازد، پس خدا خواست كه او را با فرد پاكيزهتر و دوستدارترى از صله رحم مبادله كند.
اما ديوار در زير خود گنجى براى دو يتيم پنهان داشت، پس خداوند متعال چنان خواست كه آن دو يتيم به آن گنج دسترس پيدا كنند، از آن جهت كه پدرى صالح و شايسته داشتند، آيات (٧٩- ٨٢).
در چارچوب سخن گفتن از زينت زندگى دنيا در سوره كهف، سياق از مهمترين زينت آن كه سلطه و استيلا پيدا كردن بر ديگران است ياد كرد، و از واقعيت زندگى ذو القرنين براى ما مثل زد، كه چگونه او را خدا در زمين به قدرت و ثروت رسانيد و خدا از هر چيز به او سبب و وسيلهاى بخشيد، ولى او به ميانجيگرى اين سببها و وسيلهها به سوى هدفهاى پاكيزه خود پيش رفت تا به جاى برآمدن خورشيد رسيد، و در آنجا با مردمانى رو به رو شد كه زندگى ابتدايى و سادهاى داشتند، و حتى چيزى نداشتند كه با آن خود را در مقابل او بپوشانند، و باز در راه خود پيش رفت تا به منطقهاى كوهستانى رسيد كه مردم آن به آن نياز داشتند كه سدى براى آنان ساخته شود كه سبب محفوظ ماندن ايشان از چپاولهاى يأجوج و مأجوج مايه فساد بوده باشد، پس بدون خواستار مزد شدن آن را براى ايشان ساخت، بلكه از پروردگار خويش به سبب سلطهاى كه به او عنايت كرده بود به سپاسگزارى پرداخت.
/ ٣٤٨ از نيروهاى بشرى آنان و وسايلى كه براى ساختمان داشتند بهرهبردارى كرد، پس پارههاى آهن را بر روى يكديگر نهاد و به آنان دستور داد كه شعله آتشى را در زير آهنها افروخته سازند، و چون پارههاى آهن گداخته شد و به يكديگر پيوست، پوششى