تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٤ - يگانگى خدا
وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (٢٣/ الزمر).
در آغاز آدمى به لرزه درمىآيد و سخت مرتعش و همچون صاعقه زده مىشود، و سپس از اين حالت بيرون مىآيد و بر آن پيروز مىشود، و مؤمنان نيز چنانند كه نخست بر اثر شدت نور به سجده فرومىافتند، و چيزى نمىگذرد كه بر قوت نور پيروز مىشوند و براى خشوع نسبت به خدا بار ديگر سجده مىكنند.
يگانگى خدا
[١١٠] قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى- بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را، هر چه را مىخواهيد كه او اسماء حسنى دارد.» علامه طباطبايى در تفسير الميزان درباره اين آيه به بحثى مفصل پرداخته و چيزى گفته كه محتواى آن چنين است: بودائيان و مجوس و جز ايشان از پيروان دينها، و كسانى كه به آنها تأسى كردهاند، بر اين اعتقادند كه خدا را مظهرى و جوهرى است، و اين كه مظهر خدا با جوهر او تفاوت دارد، پس مظهر او نامهاى وى است كه از جوهر او جدا است، يا به معنى ديگر از ذات او جدا است، و به آن معتقدند كه خدا برتر از آن است كه به اين نامها خوانده شود، و نامهاى او فرشتگاناند، پس هر فرشتهاى از فرشتگان حامل صفتى از صفات خدا است، پس يكى از آنها نماينده علم او است، و يكى عزت، و ديگر قدرت او، پس آنان فرشتگان را مىپرستيدند و آنها را به صورتهاى مختلف تجسم مىبخشند، و در نتيجه آنها را نمىپرستند مگر/ ٣٢٦ اين كه وسيله تقرب آنان به خدا شوند، پس براى خدا سيصد و شصت إلاه (إله) ساختند كه هر يك با ديگرى اختلاف داشت، پس جمال خدا با عمل او تفاوت دارد، و علم او با جلال او و جلال او با قدرت او ... و همچنين.
اين بت پرستى است، ولى عقيده توحيد اين طرز تفكر را طرد مىكند و بر آن است كه نامهاى خدا به حق يگانه اشاره دارد، پس خدا رحيم عزيز است، و عزت و