تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٤ - بعث و برانگيخته شدن دوباره
آفرينش آدمى را بار ديگر تجديد كند؟! وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيهِ- و براى آنان اجل و لحظه پايان عمرى قرار دارد كه هيچ شكى در آن نيست.»/ ٣١٥ اجل حتمى و همه امور انسان از زيستن و مردن و بار ديگر به زندگى بازگشتن به دست خدا است، و اگر خداوند متعال زمان عذاب دادن ايشان را به تأخير مىاندازد، براى رحمت او نسبت به ايشان است، و اين كه اجل از پيش تعيين شده براى آنان اجرا شود، و شايد آنان از كارهاى زشت و كفر خويش بازگردند، ولى ايشان به جاى آن كه از اين نعمت خداداد سپاسگزارى كنند و از آخرين فرصت بهرهمند شوند، به خدا كفر مىورزند و كفران نعمت اجل مىكنند، بلكه پس افتادن زمان اجل را دليلى براى نبودن عقاب و عذاب مىشمرند، آيا اين منتها درجه كفران نعمت نيست؟! آرى هست، و سؤالى كه پيش مىآيد آن است كه: اين كفران براى چيست؟ و پاسخ اين: زيرا كه بر خود و بر مردم ستم كردند، و به حقوق خدا و حقوق مردمان به تجاوز پرداختند.
فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً- پس ستمگران از انجام هر كار ديگر جز كفران نعمت خوددارى كردند.» هر اندازه گناه و جرم افزايش يابد، قلبها از ايمان پوشيدهتر مىشود و مردمان به كفر و كفران نعمت رو مىكنند، و اين انديشهاى است كه بيان آن بارها در قرآن كريم تكرار شده است، و در اين باره تجربهاى شخصى وجود دارد كه هر كس مىتواند آن را در نفس خود ملاحظه كند، و آن اين كه شيطان آدمى را به ارتكاب معصيتى وامىدارد، و او قلب خويش را در حال اعراض و دورى گزيدن از ذكر خدا مىيابد، و در نماز خاطر خويش را به چيزهاى ديگرى جز ياد خدا مشغول مىبيند، ولى در آن هنگام پاك و پاكيزه باشد، قلب را متصل به نور خدا مشاهده مىكنى، حتى در غير نماز.
[١٠٠] قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ