تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٦ - خوشبختى و ابعاد آن
آيه نظير اين گفته خداى تعالى است كه إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً آدمى حريص و ناشكيبا آفريده شده و چون گرفتار شرى شود به جزع مىپردازد و چون خيرى به او رسد مانع رسيدن آن به ديگران مىشود.» شايد نزديكتر به سياق آن باشد كه بگوييم: اين آيه صفت ديگرى از انسان را نيز بيان مىكند، و آن خوار شمردن نعمتها و استفاده نكردن از آنها و قدر آنها را ندانستن است، و اعراض در اين جا رويگردان شدن از خود نعمتها است نه از خداوند متعال، آرى اعراض از خدا و از نعمتهاى او از صفتى واحد سرچشمه مىگيرد، بدان سبب كه هر كس از پروردگار خويش اعراض كند و شكر نعمت او نگزارد، و چنان پندارد كه نعمت بر اثر علم و كوشش خودش به او رسيده، و بلكه نعمت را جزئى از ذات خود شمارد، و اين كه طبيعتى متمايز از ديگران دارد، و از همين روى است كه نعمت به او رسيده و به ديگران نرسيده، و بنا بر اين عنصر او با ديگران متفاوت است، چنين كسى نعمتها را خوار مىشمرد و از آنها اعراض مىكند، و بنا بر اين هر دو صفت به طبيعتى واحد بازگشت پيدا مىكند.
چون انسان از نعمت اعراض كند، و خود را برتر از آن شمارد و به آن پشت كند، از قرآن حكيم سود نمىبرد، و قرآن نسبت به او شفا نيست، و اين بزرگترين ستم بر خويشتن است كه كسى سود بردن از بزرگترين نعمت را به سبب خوار شمردن آن ترك كند.
ولى مؤمن در آن تلاش مىكند كه از نعمت وحى بهرهمند شود، بدان سبب كه نسبت به آن متواضع است و مىشنود و اطاعت مىكند و با خاضع بودن به كتاب خدا نسبت به او فروتنى نشان مىدهد، پس كتاب براى چنين كسى شفا است، و همچنين ديگر نعمتهاى خدا در زندگى.
/ ٢٩٨ مگر علم نعمت نيست، ولى چه كسى از آن سود مىبرد، آن كس كه آن را خوار مىشمارد و خود را برتر از آن مىداند، يا آن كس كه به آن احترام مىگذارد و جايگاه آن را محترم مىشمارد؟! وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً- و چون شرى به او رسد نوميد مىشود.»