تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٧ - رهنمودهايى از آيات
در قديم پزشكان مردمان را بر حسب ساختمان مزاجى آنان تقسيم مىكردند، و مىگفتند كه مزاج اين يك صفراوى است، و از آن يك بلغمى و ديگرى سوداوى و نظاير اينها، و به همين گونه چنان مىپنداشتند كه اراده انسان تابع مزاج او است، ولى يكى از فيلسوفان معاصر مىگويد كه: منشأ اراده انسان از غده سپرى (درقيه) است، پس اگر يكى از آنان پزشك شود و ديگرى به صورت يك كارگر ساده باقى بماند، اين امر به مقدار و نوع ترشحات غده درقيه موجود در خون او بستگى دارد، و از همين راه اين غده در قرارها و تصميمات او مؤثر مىشود.
فيلسوف معروف انگليسى، برتراند راسل، گفته است كه: طبيعتى كه پيدا مىكنى وابسته به چيزهايى است كه مىخورى، زيرا كه عناصر شيميايى موجود در انواع خوراكيها در مغز انسان و تصميمات او مؤثر واقع مىشود، و به همين گونه اين نظريات شركى قدرت اتخاذ تصميم را از او سلب مىكند، و در صورتى كه انسان نتواند براى خودش تصميمى بگيرد، به منزله پرى است كه در گذرگاه باد قرار گرفته و بنا بر اين نمىتواند به تحمل مسئوليت بپردازد، و بنا بر اين نمىتواند از چيزى مسئول باشد.
اما فكر يونانى قديم به متعدد بودن خدايان معتقد بود، خدايى براى جنگ، خدايى براى صلح، و خدايانى براى باران و تاريكى و روشنايى و نظاير اينها ... و يونانيان بتهايى براى خود مىساختند كه هر يك از آنها نماد قوايى بود كه براى آنها تأثيرى حتمى بر كارها و روحيّات خودشان قايل مىشدند، و بدين گونه خود را از مسئوليت كارهاى خويش برهنه مىكردند و آنها را به خدايان نسبت مىدادند، و بدين گونه آيات اين درس ارتباطى ميان مسئوليت و توحيد برقرار مىسازد، پس به آن آغاز مىكند كه از خوردن مال يتيم نهى كند (اشاره به حرمت مال) و به وفادارى به پيمان فرمان دهد (براى يادآورى از احترام پيمان)، و براى آبرو و جستجوى حقايق امور احترام قايل شود، سپس از شرك به خدا نهى كند و به تسبيح او بپردازد، و شايد محرّمات اين درس راههاى ستمگرى را ببندد، و قوانينى اجتماعى گذاشته شود كه از حقوق مردمان پاسدارى كند، و اين از حفظ حقوق يتيمان كه حلقه ضعيفى در