تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٧ - شرح آيات
[١١] وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ- و انسان به همان گونه خواهان شر است كه خواهان خير.» خطاى بزرگى كه انسان مرتكب آن مىشود، اين است كه پيوسته شرّ و بدى را خير و نيك تصور مىكند، و پرسشى كه پيش مىآيد اين است كه: مگر عقل خير و شر را از يكديگر تميز نمىدهد؟ آرى، او را عقل هست ولى چون حجابى از هواهاى نفسانى/ ٢٠٩ و مصلحتها او را احاطه كرده است، در رسيدن به آنچه مىخواهد شتاب مىورزد، و به انجام دادن گناهان بزرگ به اين گمان مىپردازد كه بعضى از لذتهاى آنى را در دسترس او قرار مىدهد، و از آن جهت در مقابل سلطان ظالم و ستمگر شورش نمىكند كه ترس از نابودى مصالح عاجل خود دارد.
وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا- و آدمى عجول و شتابزده است.» همين طبيعت است كه انسان را به اين توهم مىاندازد كه گنجشكى در دست بهتر از داشتن ده گنجشك درآينده است، پس به سبب همين شتابزدگى است كه به دنيا نزديك مىشود كه زود به دست مىآيد، و از اين امر غافل است كه چه بسا كه يك خوراك مانع دست يافتن به چند خوراك است، و از آخرت مىگذرد و از راه آن منحرف مىشود.
اين گفته خداى تعالى كه وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا بيان كننده علت اين گفته ديگر او است كه وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ، چه رسيدن به خير نيازمند صبر كردن است. و احساس مسئوليت در قلب شتابزده رشد نمىكند، بلكه در قلب مطمئن و بردبار چنين مىشود، و شايد آيه كريمه ما را به آن يادآور مىكند كه تأخير پيدا كردن پاداش از وقت عمل انسان غافل را به ارتكاب گناه برمىانگيزد، بدان جهت كه انسان عجول و شتابزده است.
عجله از ذات انسان است كه از بىخبرى و نادانى نسبت به آينده و محجوب بودن از غيب زمان سرچشمه مىگيرد، در صورتى كه صبر زاده عقل است و علم به نتايج آينده، و معلوم است كه ذات انسان از جهل است، و علم از آن خدا است، و بدين گونه بر روش آياتى كه ما را به مسئوليت تذكر مىدهد تنظيم شده