تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٥ - حديث معراج
پليد را مىخوردند و گوشت پاكيزه را بر جاى باقى مىگذاشتند، پس گفتم: اى جبرييل! اينان چه كسانند؟ و او گفت: آن كسانند/ ١٨٧ كه مال حرام را مىخورند و از مال حلال چشمپوشى مىكنند، و اينان از امت تواند، پس رسول خدا (ص) گفت
سپس فرشتهاى را ديدم كه شكلى شگفتانگيز داشت. نيمى از بدن او از برف بود و نيمى ديگر از آتش، پس نه آتش سبب گداختن برف مىشد و نه برف آتش را خاموش مىكرد، و او با آواز بلند مىگفت: منزه است خدايى كه گرمى اين آتش را از گداختن برف جلو گرفت و به همين سبب برف آب نمىشود، و با سردى اين برف از به كار افتادن گرمى اين آتش گرفت و آن را از كار انداخت. خداوندا! به همان گونه كه ميان اين آتش و برف سازگارى به وجود آوردى، ميان قلبهاى بندگان مؤمنت نيز الفت و سازگارى برقرار ساز. پس از جبرييل پرسيدم كه: اى جبرييل! اين كيست؟ و او گفت: اين فرشتهاى است كه خداوند او را به اطراف آسمان و اطراف زمينها مأمور كرده است، و او اندرزگوترين فرشتگان خدا براى بندگان مؤمن خدا بر روى زمين است و آنچه را كه مىشنوى از آغاز آفرينش تا كنون به اندرز براى مؤمنان تكرار مىكند، و دو فرشته را ديدم كه پيوسته دعا مىكردند، يكى از آنان مىگفت: خدايا! به هر بخشنده و انفاق كننده جانشينى و خلفى عطا كن، و ديگرى مىگفت: خدايا! به هر كه از بخشش و انفاق خوددارى مىكند، تلفى عنايت فرما.
سپس پيش رفتم و گروههايى را ديدم با دهانهايى همچون دهان شتر، كه گوشتها را از پهلوهاى خود مىبريدند و به دهانهاى خود مىانداختند، پس گفتم
اى جبرييل! اينان چه كسانند؟ و او گفت: اينان غيبت كنندگان و سخنچيناناند.
سپس پيش رفتم و ناگهان به گروهى برخوردم كه سرهاى آنان با سنگ كوفته شده بود، پس گفتم: اى جبرييل! اينان كيانند، و او گفت كه: آنان آن كسانند كه نماز عشا نخوانده به خواب رفته بودهاند، و سپس به كسانى رسيدم كه آتش به دهانهاى ايشان فرومىريخت و از پشت آنان خارج مىشد، و چون از جبرييل پرسيدم كه اينان چه كسانند؟ گفت: اينان الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى