تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٤ - حديث معراج
من خواستار آمرزش شد، و گفت: مرحبا به پسر صالح و پيامبر صالح، مبعوث شده در زمانى صالح و شايسته.
گفت: سپس بر فرشتهاى گذشتم كه بر نشستنگاهى نشسته بود و همه دنيا ميان دو زانوى او قرار داشت، و به دست او لوحى از نور بود و به نوشتهاى بر روى آن مىنگريست، و به چپ و راست توجه نمىكرد، و اندوهناك بود، پس از جبرييل پرسيدم كه اين كيست؟ گفت: اين فرشته مرگ است و مأمور گرفتن روحها، و به جبرييل گفتم تا مرا به او نزديك كند تا با او سخن بگويم، پس چنين كرد و چون نزديك شدم به او سلام كردم، و جبرييل به او گفت كه: اين محمد پيامبر رحمت است كه خدا بر بندگان خويش مبعوث كرده است، پس به من خوشامد گفت و با سلام بر من درود فرستاد. گفت: اى محمد! شادمان باش كه هر چه خير است در امت تو مىبينم، و من گفتم: سپاس خداى منّان را است كه نعمتهاى خويش را بر بندگانش ارزانى داشته، و اين از فضل پروردگارم و رحمت او بر من است، پس جبرييل گفت: او سخت كارتر از همه فرشتگان ديگر است، پس گفتم: آيا همه كسانى را كه از دنيا رفتهاند يا پس از اين خواهند رفت او قبض روح مىكند؟ و او گفت: آرى، و من به او گفتم كه: آيا همه آنان را در هر جا كه باشند مىبينى و خود مشاهده مىكنى؟ گفت: آرى، و سپس ملك الموت گفت: همه دنيا كه خدا مرا بر آن تسلط بخشيده همچون يك درهم است كه در دست كسى قرار دارد و هر گونه كه خواهد آن را زير و زبر مىكند، و هيچ خانهاى نيست مگر آن كه در هر روز پنج بار از آن ديدن مىكنم، و چون خويشاوندان مرده بر او مىگريند، مىگويم كه: بر او گريه مكنيد كه من آن اندازه مىروم و بازمىگردم كه هيچ يك از شما زنده باقى نماند، پس رسول اللَّه گفت: مرگ براى همگان بلا و مصيبتى بزرگ است، و جبرييل گفت: پس از مرگ بلاها و مصيبتهايى بزرگتر از مرگ در پيش خواهد بود.
گفت: پس پيش رفتم و با گروهى رو به رو شدم كه در برابر آنان سفرههايى مشتمل بر گوشت پاكيزه و گوشت پليد گسترده بود، ولى آنان گوشت