تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٣ - حديث معراج
زشت داشت و خشمناك مىنمود، و او نيز همچون ديگران در حق من دعا كرد، ولى نمىخنديد و آن شادمانى را كه ديگران داشتند نداشت، پس گفتم: اى جبرييل! اين كيست كه مرا از ديدار او ترس فرا گرفت، و او گفت: ترسيدن از او روا است، و ما همه از او بيمناكيم. او مالك نگاهبان دوزخ است، هرگز نمىخندد، و از آن گاه كه مأمور نگاهبانى از دوزخ شده، هر روز از روز پيش خشم و غيظ او بر دشمنان خدا و نافرمانان نسبت به او افزايش پيدا مىكند و انتقام خدا را از ايشان مىگيرد، و اگر به كسى پيش از تو نخنديده، به هيچ كس پس از تو نيز نخواهد خنديد، پس به او سلام كردم و او نيز به من سلام كرد، و مرا به بهشت مژده داد، پس به جبرييل گفتم: آيا به او فرمان نمىدهى كه آتش را به من بنماياند، و جبرييل به او گفت: اى مالك: آتش دوزخ را به محمد بنما، پس پرده از روى آن بركشيد، و درى از آن را گشود، پس شعلهاى درخشان در آسمان بالا رفت و چندان امتداد يافت كه گمان كردم به زودى مرا فرا خواهد گرفت، پس گفتم: اى جبرييل به او بگو كه پوشش را بر آن فروافكند، و به او فرمان داد و او گفت: باز گرد و آن در به جايگاه نخستين خود بازگشت. [١١]/ ١٨٦ سپس پيش رفتم و مردى درشت هيكل و گندمگون را ديدم و گفتم
اى جبرييل! اين كيست؟ و او گفت كه: اين پدرت آدم است، و او نزديك شد و گفت: روحى پاكيزه و بويى پاكيزه از تنى پاكيزه، و سپس رسول خدا (ص) سورة المطففين را از آيه هفدهم به بعد خواند كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ* وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ* كِتابٌ مَرْقُومٌ* يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (تا پايان آيات)، گفت: پس بر پدرم آدم سلام كردم، و او به من سلام كرد، و براى او طلب آمرزش كردم و او براى
[١١] - و از اين حديث چنان برمىآيد كه جهنم در چارچوب آسمان نخستين يعنى نزديكترين آسمان به ما قرار دارد، و مثلا جهنم كرهاى گداخته از كرات موجود در يكى از كهكشانها است، يا خورشيدى از خورشيدهاى كهنه كه در آن انفجارهايى صورت مىگيرد كه ميليونها بار از انفجارهاى بمبهاى اتمى در دنيا شديدتر است، يا آنچه سرور و نبى ما محمد (ص) ديده است گوشهاى از جهنم بوده است و خدا عالم است.