تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - داستان معراج
برگزيند گمراه مىشود و امتش همراه با او، و اگر شير را اختيار كند هم خودش هدايت مىشود و هم امتش، و گفت: پس شير را گرفتم و از آن نوشيدم، و آن گاه جبرييل گفت: هدايت شدى و امتت نيز هدايت شد. سپس گفت كه در مسير خود چه چيز ديدى؟ و من گفتم كه گويندهاى از طرف راستم بانگ برآورد، پس گفت
آيا پاسخ او را دادى؟ و من گفتم نه، و توجهى به او نكردم،/ ١٨٢ پس گفت كه: او دعوت كننده و مبلغ قوم يهود بود كه اگر دعوت او را اجابت مىكردى امتت بعد از تو به مذهب قوم يهود درمىآمد، سپس گفت: چه چيز ديدى؟ و من گفتم كه گويندهاى از طرف چپ مرا خواند و من به او توجهى نكردم، پس گفت: او مبلغ نصرانيان بود و اگر دعوت او را پاسخ مىگفتى، پس از تو امتت نصرانى مىشدند، و سپس گفت: از پيش رو با چه چيز مواجه شدى؟ و من گفتم كه: با زنى با بازوان برهنه رو به رو شدم كه آراسته به زينت دنيا بود و به من گفت: اى محمد! به من بنگر تا با تو سخن گويم، پس گفت كه: آيا با او سخن گفتى؟ پس گفتم كه: با او سخن نگفتم، و به او توجهى نكردم، پس گفت كه: آن زن دنيا بود و اگر با او سخن مىگفتى امتت دنيا را بر آخرت برمىگزيد، سپس بانگى را شنيدم كه مرا به وحشت انداخت، پس جبرييل به من گفت: اى محمد! آيا شنيدى كه چه گفت، گفتم: آرى، گفت: اين پاره سنگى است كه هفتاد سال پيش از اين از جهنم پرتاب شده است، و گفتهاند كه چون آن سنگ بر روى زمين قرار گرفت، پيغمبر (ص) تا آن وقت كه از دنيا رفت هرگز دهان به خنده نگشود».
/ ١٨٣
داستان معراج
در حديث اسراء و معراج بسيارى از پندها و حكمتها وجود دارد، و در عين حال حديثى لذتبخش است كه آدمى را از افقهاى زمان و مكان دورتر مىبرد، و او