تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٦ - شيطان انديشه
اينك براى رهايى چه بايد كرد؟
ناگزير بايد مستضعفان نخست خويش را از شر انديشه ورزى استعمار آزاد كنند، و از تابعيت مطلق نسبت به مال و صاحبان مال، و سپس به خدا باز گردند، و از شر شيطان به او پناه برند، از آن روى كه طبيعت آسايش و بىطرفى را دوست ندارد، و قلب بشرى يا فرمانبردار سلطه خدا مىشود و يا سلطه طاغوت، پس چون ولايت و سرورى خدا را كنار گذاريم، شيطان ما را به بندگى خود درمىآورد، و بىطرف ماندن ميان حق و باطل ممكن نيست، به همان گونه كه ميان كفر ورزيدن به خدا و طرد حاكميت او بر انسان و ميان ايمان آوردن به طاغوت و نسبت به تسلط و بهرهكشى او از آدمى فاصلهاى وجود ندارد.
سياق قرآنى به اين معادله در آنجا اشاره كرده كه پروردگارمان به ما فرمان پناه بردن به خدا و توكل كردن بر او داده است، و سپس آشكار مىشود كه شيطان از استيلاى بر متوكلان به خدا عاجز است.
اين سؤال براى ما پيدا مىشود كه: آيا معنى استعاذه تنها توجه قلبى به خدا است، يا اين كه بايد راهنماييهاى آسمان را در وحدت و شكيبايى و ايستادگى و تلاش و رهبرى درست به كار بنديم كه همه اينها نماينده بعضى از معانى پناه بردن به خدا است، و بنا بر آن از راههاى مقاومت و ايستادگى در برابر بندگى نسبت به شيطان انسى/ ١٢٨ و جنى؟؟
شيطان انديشه
[١٠١] شيطان فرهنگى براى انسان خطرناكتر از همكارانش شيطانهاى ثروت و ايجاد هراس و زينت است؟؟
چرا كه قدرت انسان براى تميز دادن حق از باطل چندان زياد نيست، بدان سبب ساده كه قلب بشرى در معرض گردبادهاى شهوتها قرار مىگيرد و در نتيجه نور عقلش خاموش مىشود، و اگر دخالت نيروى غيبى ايمان و توكل نباشد، بادهاى شهوت بدان نزديك مىشود كه مشعل عقل را خاموش كند.