فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦١ - كيفيت تعلق اراده بفعل
تجزيه و تركيب
تنظيمك: مصدر با فاعلش و « العوالم » مفعول آن، نائب فاعل براى « انفرض »
و جمله « انفرض تنظيمك العوالم» جمله شرطيّه و جمله « كان ذا
الغرض» جوابيّه است.
تدرى: فعل و فاعل و « كمال الحقّ» مفعول آن، جمله حاليّه.
حيث: مضاف و جمله « لا كمال فوقه» كه مركّب است از لاء تبرئه با اسم
و خبرش مضافاليه براى آن است.
واو: حاليّه و جمله « هو منظّم» جمله حاليّه مىباشد.
فوق التّمام: مضاف و مضافاليه، خبر مقدّم و « علمه » مبتداء مؤخّر است.
كان: از نواسخ و « هو » اسمش و « الغاية » خبرش مىباشد و جمله كان با
اسم و خبرش جواب براى « حيث » مىباشد.
للايجاد: جارّ و مجرور، متعلّق به « الغاية » .
لا: عاطفه.
شيئ: موصوف و « سواه » صفت و اين صفت و موصوف معطوف است به
اسم كان.
فعله: مضاف و مضافاليه، مفعول مقدّم براى « قد علّلا».
ترجمه: اگر فرض شود كه تمام عوالم وجود و نظام آفرينش بنظم شما صورت گرفته
است در حالى كه كمال و تماميّت حقّ از نظر شما محرز و معلوم باشد همانا آن
كمال حضرتش و جمال ذاتش سبب در نظم و فعل شما مىباشد.
و چون كمال فوق حقتعالى نيست و خود به اين كمال و تماميّت ذاتش
عالم است و از آن طرف بنظم آوردنه اين عالم هستى نيز او مىباشد لاجرم غايت
ايجاد و غرض از خلقت ذات اقدسش است نه چيز ديگرى غير از او و همين امر
علّت فعل و ايجادش شمرده شده است.