فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣١ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
حقتعالى فاعل وجود و همانطورى كه وجود اين ماهيّات داراى دو نسبت است:
يكى نسبتش به فاعل حقيقى و ديگرى نسبتش به قابل عينا ايجاد افعال در خارج
همين دو نسبت را داراست و همانطورى كه اين دو نسبت در وجود تا مادامى كه
موضوعش باقى است حاصل است در ايجاد نيز بهمين كيفيّت مىباشد پس
همانطورى كه ماهيّات وجود داشته ولى در عين حال همين وجود، وجود حقّ تبارك
و تعالى است ايجاد افعال نيز در عين اينكه ايجاد عباد است ايجاد حضرتش
محسوب مىشود پس حقتعالى در عين اينكه فاعل بعيد است قريب نيز هست.
و سپس مىفرمايد شرح بيشتر اين مبحث را در كتاب شرح اسماء ذكر
نمودهام طالبين به آن كتاب رجوع نمايند و ما بجهت خوف از اطاله سخن مندرجات
كتاب مزبور را در اينجا ذكر نمىكنيم.
قوله: و ذكرت فيه انّ من يرى: اين فقره از عبارات ردّ بر اشاعره است و
حاصل آن اين است:
١- ماهيّات موضوعات نقائص و شرور هستند.
٢- وجود منبع خير بلكه موضوع آن مىباشد.
٣- ماهيّت در ماسوى عنوان جنّه و سپر و مانع را دارد يعنى افعال شرّ كه
در خارج واقع مىشود ماهيّات ممكنات اين افعال را به اقتضاى هويّت امكانى آنها
مستند به آنها مىكند و بدين وسيله ساحت اقدس حقتعالى را از استناد شرور مصون
مىدارد.
با توجّه به اين سه مقدّمه اگر فعلى در خارج واقع شود و اشعرى تصديق نمايد
كه آن شرّ است چگونه از خود نفى و به حقتعالى نسبت مىدهد با اينكه ماهيّت او
چنانچه گفته شد بايد حافظ حقتعالى از هر گونه استناد قبيح و شرّ باشد.
و چگونه اشعرى توحيد افعالى را با سلب افعال از خودش و استنادش به
جناب حقتعالى امضاء نموده ولى توحيد ذاتى را با اثبات وجود مستقلّ براى خود در
قبال ذات بىچون اقدس الهى منكر مىشود بلكه همانطورى كه وجود براى خود
قائل است ايجاد افعال را نيز بايد استناد به خودش بدهد زيرا چنانچه قبلا گفتيم
نسبت ايجاد به فاعل و قابل دائر مدار نسبت وجود به اين دو است.