فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤٥ - وجه خير بودن عقول
و امّا الاقسام الثّلاثة الآخر فلا يمكن وجودها كما قلنا:
ترجمه: پس خير محض همچون عقل چه آنكه عقول موجودات بالفعلى هستند كه
براى آنها حالت منتظره نبوده و كلمات تامّه و جامعهاى محسوب مىشوند كه نفاد و
زوالى نداشته و از بينرفتنى نيستند پس مىتوان آنها را بهر دو معنا خير محض
ناميد.
و آنچه خيراتش زياد است همچون معلولهاى ديگر يعنى كائناتى كه در
آنها نقائص و كمبودها اندك و اضراراتشان نادر مىباشد.
و اينقسم را مبدء خيّر از اينرو ايجاد مىكند كه اگر خلقتش را ترك كند
بلحاظ داشتن خير كثير و شرّ قليل شرّ كثير در عالم حاصل مىشود.
چنانچه خضرات گفتهاند:
ترك خير كثير بخاطر شرّ قليل، خود شرّ كثير محسوب مىشود لذا ترك آن
موجب حصول قسم مقابلى مىگردد كه موجود نيست يعنى آنچه خيرش كم و شرّش
بسيار است.
و امّا اقسام سهگانه ديگر بايد بگوئيم وجودشان ممكن نيست چنانچه در
شعر گفتهايم:
شرح فارسى:
توضيح
امثله اقسام خير
مثال امرى كه وجودش غير از خير چيز ديگرى نباشد همچون عقول.
البتّه مقصود از عقول، عقول طوليّه عشره است كه بين آنها علّيّت ومعلوليّت
برقرار است اگرچه شيخ اشراق اين عقول را از ده بيشتر دانسته لكن مشهور بين
حكماء مشّاء اين عدد بيشتر بچشم مىخورد.
وجه خير بودن عقول
وجه خير محض بودن عقول اين است كه در تفسير اينها دو بيان گفته شده: