فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٨٧ - دليل نقلى بر اثبات صدور عقل
بحت مىباشد.
قوله عليه السّلام: تجلّى لها فاشرقت: يعنى حقّ تبارك و تعالى در اين عالم
بدون واسطه تجلّى نموده لذا اين عالم از تجلّى انوار حضرتش به مرحله بروز و اشراق
درآمده و از كمون بطون به حضرت بروز و ظهور رسيده است بلكه مىتوان گفت اين
عالم نفس اشراقات جمال و مجرّد انوار ذاتش مىباشد.
قوله عليه السّلام: و طالعها فتلألأت: يعنى حقتعالى شمس ذاتش و خورشيد
وجودش در اين عالم طلوع نموده لاجرم اين عالم مطلع شمس ذات و مشرق خورشيد
وجودش قرار گرفته و از تلألؤ جمالش منوّر گشته و واسطه ايصال فيض حضرتش به
ماسوى قرار گرفته است.
قوله عليه السّلام: القى فى هويّتها مثاله: مراد از القاء جعل و از هويّت وجود و از
مثال صفات است بنابراين معناى اين فقره چنين مىشود: حقتعالى صفات خود را
در وجود اين عالم قرار داد و آن را مظهر صفات خويش نمود.
قوله عليه السّلام: و اظهر عنها افعاله: يعنى حقتعالى اين عالم را فاعل و موجد
افعال خويش قرار داد پس فاعليّت اين عالم و موجد بودنش بحول و قوّه الهى است.
سوّم: دو حديثى است يكى حديث اعرابى و ديگرى حديث كميل كه در
اقسام و انحاء نفس از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است اين دو
حديث مانند دو حديث قبل دلالت مىكند بر اينكه اول مخلوق عقل مىباشد.
حديث اعرابى: سائلى از حضرتش پرسيد عقل چيست؟
حضرت در جوابش فرمودند: جوهر درّاك، محيط بالاشياء عن جميع
جهاتها، عارف بالشّيئ قبل كونه فهو علّة للموجودات و نهاية المطالب.
حديث كميل: در اين حديث شريف امام عليه السّلام نفس را بنفس فلكى
و نباتى و حيوانى و انسانى تقسيم نموده و آنگاه براى نفس انسانى مراتبى نقل
فرمودهاند همچون، نفس امّاره، لوّامه، مطمئنّه، راضيّه، مرضيّه، ملهمه، قدسيّه، كلّيّه
الهيّه و پس از آن فرمودهاند: و العقل وسط الكلّ، يعنى عقل همچون مركز دائره و
نفس مزبوره بمثال محيط دائره بدور آن قرار دارند.