فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٤٢ - فصل تكلم حقتعالى
است.
پس از آن مىفرمايد:
و چون دلالت عرضيّه، عرضى است و امر عرضى زائلشدنى مىباشد
لاجرم اين دلالت فانى و قابل زوال است بخلاف دلالت وضعيّه الهيّه ذاتيّه طوليّه چه
آنكه امر ذاتى نه مختلف شده و نه تخلّف پيدا مىكند.
شرح فارسى:
توضيح
مخلوقات و موجودات عالم عين تمام دلالت بر وجود حقتعالى دارند و اين
دلالت را دلالت ذاتيّه طوليّه الهيّه نامند.
امّا ذاتيّه است به جهت اينكه دالّ در اين دلالت لفظ نيست بلكه طبع
موجودات بوده كه از باب دلالت « انّى » مقتضى كشف حجاب از وجود حضرتش
مىباشد و بديهى است اين اقتضاء هرگز از آنها منسلخ نمىشود كما اينكه ذاتيّات
غير قابل تخلّف هستند.
و امّا اينكه طوليّه است بجهت اينكه تمام موجودات در طول او هستند.
و امّا اينكه الهيّه است زيرا جاعل و واضع آنها حضرت حقتعالى است.
در قبال اين دلالت در دلالت عرضيّه « بفتح راء» عرضيّه « بسكون راء»
است مانند دلالت الفاظ بر معانى خود.
امّا عرضيّه « بفتح راء» است زيرا دلالت لفظ بر معنا به مقتضاى طبع و
ذات الفاظ نيست بلكه بواسطه جعل و وضع واضع است پس اين دلالت بر آنها
عارض است.
و امّا عرضيّه « بسكون راء» است زيرا دالّ در طول مدلول نيست بلكه هر دو
معارض هم هستند چه آنكه هر دو مخلوق مىباشند و اين سنخ دلالت بلحاظ عرضى
بودنش قابل زوال و نيستى است به خلاف قسم اوّل زيرا ذاتى چيزى نه تغيّر پذيرد و
نه تخلفّ.