فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٤ - دليل مختص به تخالف عوالم
شرح فارسى:
توضيح
بعد از ابطال تعدّد عالم جسمانى مىفرمايد:
بعد از اثبات وحدت اين عالم محسوس درصدد برآمديم كه نحوه واحد بودن
اين عالم را بيان و تشريح كنيم و قبل از بيان و تفصيل مصنّف تذكّر نكتهاى لازم
است:
واحد داراى انواع و اصنافى است بشرح ذيل:
١- واحد عددى: كه مراد واحد شخصى است و از آن به واحد بالخصوص
و بالشّخص نيز نام مىبرند و صاحب دستور العلماء در شرح اين قسم گفته است:
واحد عددى آن استكه تصورّش مانع از حمل بر كثير باشد و اين همان
جزئى حقيقى است كه در منطق از آن نام مىبرند.
٢- واحد بالاتّصال: آن است كه منقسم به اجزاء مقداريّه متشابه شود و
شيخ در شرح آن آورده:
امرى است كه از جهتى واحد بالفعل و از حيثى حاوى كثرت باشد.
٣- واحد بالاجتماع: آن است كه بالفعل متكثّر باشد و اطلاق واحد باعتبار
حالت وحدانى است كه در اثر اجتماع متكثّرات حاصل شده است و از آن بواحد
بالاتّصال نيز نام مىبرند.
٤- واحد بالجنس: انواع متعدّدى را گويند كه در جنسى با هم مشترك
هستند.
٥- واحد بالنّوع: افراد و مصاديقى را گويند كه در تحت نوع واحدى واقع
باشند و يك نوع بر همه آنها صادق باشد.
٦- واحد بالعرض: بدو امر يا بيشتر از دو اطلاق كنند وقتى كه در جهتش
خارج از ذات با هم مشترك باشند همچون عاج و برف كه در رنگ سفيدى با هم
مشترك هستند.
بعد از بيان اين مقدّمه اينك مىگوئيم:
نحوه وحدت عالم از نظر مرحوم مصنّف و حكماء ديگر از سنخ وحدت
شخصى (وحدت عددى) است نه از قبيل وحدات ديگر همچون وحدت بالاجتماع