فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٢ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
علّيّين نام و علم ديوان خيرات و طاعات است چنانكه سجّين نام و علم
ديوان معاصى است.
قوله: من سجّين: در تفسير تبيان فرموده: در خبر است كه سجّين چاهى
است در جهنّم.
قوله: بالملكة الحميدة العلميّة و العمليّة: مقصود از ملكه علميّه همان حركات
نفسانيّه است و از عمليّه ملكاتى است كه در اثر صنايع بدنيّه چون خياطت و كتابت
حاصل مىشود.
قوله: حقائق ذواتنا و هويّاتنا: نسبت بين حقيقت و هويّت عموم و خصوص
مطلق است زيرا هويّت حقيقت شخصيّه و جزئيّه را گويند ولى حقيقت اعمّ است
از ماهيّت كلّيّه يا جزئيّه.
قوله: سيّما بناء على اتّحاد العاقل و المعقول: اگر مسئله اتّحاد را قائل نباشيم
در صورتى ملكات علميّه و عمليّه عين حقائق و ذوات و هويّات انسانى است كه
حركت جوهريّه را براى حقائق عالم خقل بپذيريم چه آنكه بنابراين مسلك تنها در
اين فرض مادّه و صورت با هم متّحد شده و مطلوب ثابت مىگردد.
ولى اگر مسئله اتّحاد عاقل با معقول را پذيرفتيم عينيّت ملكات با حقائق و
هويّات مبنى بر حركت جوهريّه يا اتّحاد صورت و مادّه نيست زيرا بنابراين ممشى
ملكات علميّه خميره ذوات و هويّات انسانى هستند فلذا مرحوم مصنّف با كلمه
سيّما تعبير نمود.
قوله: و لا جلّ انّه ما لم يستحكم الخ: گفته شد تخمير ذات و بقاء و دوامش به
حصول ملكات است و مجرّد حالات و احوال عارضه و افعال صادره كافى در اين
جهت نيست حتّى ماهيّات را وقتى بخواهند تعريف نمايند ملكات را در معرف اخذ
مىنمايند و به حالات اعتنائى نمىنمايند چنانچه در تعريف انسان چه بسا
مىگويند:
حيوان، ناطق، مائت و اخذ مائت در تعريف بخاطر اين است كه تخمير تام
و تجرّد كامل از عالم مادّه بموت حاصل مىشود اعمّ از اين كه موت اضطرارى باشد
همچون موتهاى عمومى كه احدى از آن مستخلص نيست يا موت اختيارى و آن اين